و مقصود اين است كه دوران تاريخ هم همين طور است و بسا سالها و قرنها حكم ماههاى حرام را دارد بايد در حال هدنه و ترك تعرض سپرى شود و موقع جهاد با شمشير و اسلحهء كشنده نيست و بايد به همان جهاد علمى و تبليغى اكتفاء كرد .
4 - امام باقر - در آخر مىفرمايد : اينها وضع عمومى محيط است ولى از نظر شخص خودت حرف ديگرى است و آن اين است كه اگر تو نسبت به كار و اقدام خودت روشنى و وظيفهء وجدانى خود مىدانى كه در برابر حكومت جور و ستم قيام كنى و جانبازى كنى و داو طلب اين فداكارى هستى خودت دانى ، يعنى براى تو روا است و نياز به اجازه ندارد .
در اينجا بايد متوجه بود كه جهاد بر دو قسم است ، جهاد غلبه و جهاد استماته ، اوَّلى تكليف عمومى و موضوع كتاب جهاد فقه اسلامى و مشروط به شرائطى است كه در جاى خود بيان شده ، ولى دومى تكليف خصوصى و شأن مصلحان دينى و بلكه بشرى است و اين گونه جهاد داوطلبى است و اختصاص به مردان بزرگ دارد كه مانند پروانه شيفتهء راه حق و فداكارى و جان بازى در راه حق شدهاند .
در جهاد استماته شرطى نيست جز رسيدن به اين مقام و تكليفى نيست جز داوطلب شدن براى فداكارى در اينجا است كه امام پس از بيان وضع عمومى و عدم وجود شرائط يك جهاد ملى براى واژگون كردن حكومت باطل و ستمكار بنى اميه مىفرمايد :
حساب شخص تو از حساب عموم جدا است اگر تو همّت جانبازى و فداكارى در راه حق پيدا كردى و مىخواهى خود را قربان حق و حقيقت كنى بفرما ، البته جانبازى در راه حق و قيام در برابر باطل بسيار مفيد و مؤثر است ، در اين خصوص هر چه قيامكننده مظلومتر و بىدستوپاتر و باطل قوىتر و ظالمتر باشد اثرش بيشتر است .
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 882
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٨٨٢