2 - مردمى كه تو را به خروج دعوت مىكنند نه آمادگى غلبه بر حكومت مسلط وقت را دارند تا وظيفهء جهاد غلبه را انجام دهند ، و نه وفا و صفاى فداكارى در راه حق دارند تا وظيفهء جهاد استماته را انجام دهند .
3 - قيام تو به قصد واژگون كردن حكومت جور و كاخ ستم بىموقع و قبل از وقت است و به ناچار گرفتار مىشوى و در مىمانى و كشته مىشوى . اين حديث يك مخاصمهاى است ميان امام باقر ( ع ) و عموى والاتبارش زيد بن على ، يا يك مصاحبهء عادى دوستانه و يا يك درد دل و راز گوئى و چارهجوئى مخلصانه بر پايهء بررسى اوضاع عمومى و تحقيق از مقتضيات وقت و كسب وظيفهء مذهبى ؟
مجلسى ( ره ) - آن را به وجه اول حمل كرده و در شمار اخبار نكوهش و بد گوئى از زيد آورده است و گفته بدان كه اخبار در بارهء زيد اختلاف دارند و برخى از آنها دلالت دارند بر مذمت زيد بلكه بر كفر او زيرا دليلاند بر اينكه مدعى امامت شده و امامت ائمه بر حق را انكار كرده است و آن موجب كفر است مانند اين خبر .
ولى بايد گفت حمل حديث بر يكى از دو وجه اخير اوضح است زيرا :
1 - در قسمت اول حديث تا ( فغضب زيد ) جملهاى نيست كه دلالت بر ذمّ زيد كند ، خلاصهء اين قسمت گزارشى است كه زيد خدمت امام مىدهد و مقصودش فهم حقيقت و كسب تكليف است ، امام در پاسخ او مىفرمايد :
امام بر حق مسئول وظائف خاصى است از طرف خداوند و هنوز دوران كنارهگيرى به سر نرسيده و مردم به پايهء عقل و فهم درك يك جامعهء عادلهء بشرى نرسيدهاند و نسبت به حق و حقيقت اخلاص و فداكارى ندارند و اگر مقصود تأسيس حكومت عادله و رهبرى امام معصوم باشد با اين مردم و با اين وضع
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 879
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٨٧٩