و هر چه او را جست نيافت و چون جدّهء آن حضرت مادر امام حسن عسكرى وفات كرد دستور داد او را در همان خانهء مدفن امام به خاك سپارند ، جعفر در مقام ممانعت بر آمد و گفت خانهء من است و نبايد در آن دفن شود ، امام ظاهر شد و گفت : اى جعفر ( اين خانهء تو است ؟ ) و غايب شد و ديگر او را نديد . از مجلسى ( ره ) - جلاوزه - جمع جلواز است بكسر جيم و آن شرطى است مانند تركى و آنان طائفه از اعوان حكومتند ، يا اولين دستهء پيش جنگ و ظاهر اين است كه همانهايند كه در فارس آنها را يساول گويند ، و مقصود از سواد ارض عراق است ، پايان .
من مىگويم شرطى در اين زمان به اصطلاح تشكيلات حكومتهاى عربى مأموران كلانترىها است كه در ايران پاسبان گويند ، به اين مناسبت ما جلواز را به كلمهء پاسبان ترجمه كرديم . از مجلسى ( ره ) - مضرسه ، يعنى به شكل همان سنگى بود كه از زمين برداشته بود « مولانا » يعنى امام قائم و همانا او را شناختند به واسطهء ظهور معجزه به دست آن حضرت . از مجلسى ( ره ) - ابو عبد اللَّه صالحى همان عبد اللَّه بن صالح است كه ما در او سخن كرديم و اين روايت دلالت دارد كه از سفراء بوده ، و ممكن است سؤال به توسط سفراء انجام شده باشد و در علت عدم جواز بيان نام اشارهاى است به اختصاص حرمت آن به زمان غيبت صغرى ولى اين اشارهء معارضه با اخبار داله بر عموم حكم نكند چون :
1 - روايت صدوق از عبد العظيم حسنى از امام دهم ( ع ) كه در بارهء قائم فرموده بردن نامش روا نيست براى شما تا خروج كند و زمين را پر از عدل و داد نمايد الخ .
2 - و روايت ديگر او به سند حسن از امام كاظم ( ع ) كه در مورد ياد
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 862
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٨٦٢