است ، و مراد از آنكه بعد از او است هادى است ، و چون كلام آن حضرت مشعر بود كه از ديگرى بدى و آفت بوى رسد ، پرسيد كه بعد از خلاصى آنها چه مىشود ؟ و امام به طور اجمال جواب داد كه سلب توفيق از هارون مىشود و او را پنهانى به قتل مىرساند و فتنه واقفيه ظهور مىكند . از مجلسى ( ره ) - انه كان ليقنع بدون هذا - اشاره كرده است به دستورى كه به آنها داد براى تجديد عهد و سلام به امام نهم ، يعنى مفضل و امثال او در بيان امامت امام و نص بر او از عبارت كمترى مىفهميدند و قناعت مىكردند و منظور ملامت بعضى از آنها است كه از اين عبارت مقصد آن حضرت را درست نفهميدند و گويا ترديد داشتند . از مجلسى ( ره ) - قافه جمع قائف است يعنى قيافهشناس كه شباهت به پدر و برادر را تشخيص مىدهد و حكم به نسب مىكند ، قيافه در شرع اعتبارى ندارد ولى اكثر اصحاب عمل به آن را براى رد موازين شرعى ، نسبى مورد ترديد باشد به صرف قيافه ثابت نمىشود ، و اگر حكم قيافهشناس بر خلاف موازين شرعى اثبات نسب باشد بىاعتبار است .
ولى اگر در موردى كسى تهمتى وارد كند ، براى رفع تهمتِ او مىتوان از قيافهشناسى استفاده كرد ، البته مىتوان گفت قيافهشناسان متخصصى كه در مورد دو حديث بودهاند و از آنها استفاده شده امروز وجود خارجى ندارند و علم قيافه به اين معنى به كلى از ميان رفته است و در اين روزگار وجود خارجى ندارد .
مسلم در صحيح خود با سند از عايشه روايت كرده كه رسول خدا نزد من آمد بسيار شاد و خرم بود و فرمود : مجزر ( لقب قيافهشناسان عرب بوده ) هم اكنون زيد بن حارثه و اسامه پسرش را باز ديد كرد و گفت : اينها از يك ديگرند . . .
محي الدين گفته : اسامه بسيار سياه بود و پدرش زيد سپيدتر از پنبه ،
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 857
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٨٥٧