مسلك از شيخ بزرگوار صدوق است كه در معانى الاخبار در شرح حديث غدير آورده است و ديگران از او استفاده كردهاند و من آن را در مقدمهء شرح و ترجمهء خصال به فارسى ترجمه كردهام و حق اين بود كه حق تقدم او حفظ شود و به نام او نقل گردد ) و خلاصهاش اين است كه اين كلمه در حديث پيغمبر بايد بر آن حضرت تطبيق كند و به همان معنى او را به على ( ع ) تطبيق كرده باشد و در اين لفظ احتمالاتى است كه در سه قسم منحصرند :
1 - آنچه بر خود پيغمبر تطبيق ندارند .
2 - آنچه بر او تطبيق دارد ولى قطعاً نمىتواند مقصود او باشد و به آن معنى بر على ( ع ) تطبيق ندارد .
3 - آنچه بر خود او منطبق است و بر على ( ع ) هم تطبيق مىشود و قابل است كه در اين جمله مقصود باشد و در اين صورت تعين دارد و الا كلام بىمعنى و فاسد ادا شده است و سخن بىفائده از آن حضرت محال است .
1 - به معنى آزاد شده و همقَسَم است - چون پيغمبر آزاد شده و همقَسَم كسى نبوده .
2 - كه قطعاً مقصود نيست معنى آزادكننده و مالك و همسايه و داماد و دنبال و جلو است ( چون هر كدام از اين معانى كلام را خنده آور و مُهمل مىسازد مثلًا - اى مردم هر كه را من آزاد كردم على آزاد كرده ، اى مردم هر كه را من همسايهام على همسايه است ، اى مردم هر كه را من مالكم على مالك است و هكذا ) مىماند معنى ابن عم كه مقصود اين باشد ، اى مردم بدانيد هر كه را من عموزادهام على عمو زاده است ، و اين توضيح واضح است و از قبيل هر چه در جوى مىرود آب است ، و زير ابروى مردمان چشم است ، و صدور آن از پيغمبر اسلام و آن هم در برابر همهء رجال معتبرِ امت و در اين موقع سفر محال است مىماند ولايت در دين و نصرت در آن يا دوستى و ولاء بندهء آزاد شده و دليل بر اين كه اينها مقصود آن حضرت نبوده ، اين است كه هر مسلمانى وجوب ولايت مؤمنان
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 841
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٨٤١