تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 842

مساهمون:

ص٨٤٢
و نصرت آنان را وظيفهء دينى خود مىدانسته و قرآن صريحاً آن را بيان كرده و خوش آيند نبود كه پيغمبر اسلام آنها را به اين وضع جمع كند در آن حال گرما و اين امر ضرورى را به آنها اعلام نمايد ( آن هم در خصوص على ع ) و ولاء معتق هم چه در اسلام و چه پيش از آن به عمو زاده تعلق داشته و بيان توضيح واضح است و قول عمر طبق روايات متظاهره در آن حال به على ( ع ) كه تو امروز مولاى من و هر مؤمن شدى ، با ولاء عتق مخالف است و به همين دليل نمىتوان گفت مقصود اين بوده كه به مردم اعلام كند على عمو عموزادهء من است ، چون سخن بيهوده مىشود و تنها معنى اين سخن همان اولى به تدبير امور امر و نهى است كه معنى امامت و خلافت است . پايان بيان سيّد ( ره ) . مجلسى ( ره ) گويد اكثر مخالفان ناچار شدند براى رد استدلال كلمهء مولا را حمل به ناصر و محب كنند و بر هيچ خردمندى نهان نيست كه بيان اين معنى متوقف بر اجتماع مردم در آن گرماى روز و ميان راه نبود بلكه در اين زمينه بايد سفارشى به على ( ع ) مىفرمود كه هر كه را او يارى مىكند يارى نمايد و هر كه را دوست مىدارد دوست بدارد ، و اعلام آن به مردم چندان سودى نداشت مگر مقصود اعلام نوع نصرت امراء باشد نسبت به رعايا يا جلب محبت رعايا باشد نسبت به امير و فرمان‌گزارشان و اين هم خود دليل بر امامت آن حضرت مىشود . پايان كلام مجلسى ( ره ) . من مىگويم مرحوم مجلسى تا شمارهء هفت مسلكهاى استدلال به حديث را ادامه داده و اكثر اين بيانات از كلام شيخ بزرگوار صدوق در شرح اين حديث كه ما آن را در مقدمهء ج 1 شرح و ترجمهء خصال به فارسى ترجمه كرديم استفاده مىشود ، و هر كه خواهد بدان جا رجوع كند . از مجلسى ( ره ) - قوله اوصيكم بكتاب اللَّه و أهل بيتي ، مىگويم اخبارى كه به اين مضمون است بسيار است و من آنها را در كتاب بحار وارد كردم و اشهر آنها اين است :