است ، و بايد رهبر جامعه داراى اختيارات كاملى باشد كه در هر دورى مناسب وضع آن دور قوانينى وضع كند و تصويب نامههائى صادر كند .
مثال :
1 ) هجرت پيغمبر اسلام از مكه به مدينه و پيروى قبائل مدينه از آن حضرت - در اينجا پيغمبر نماز جمعه را با دو خطبه اقامه كرد و با يهود مدينه پيمان صلح مفصلى بست .
2 ) آغاز جهاد با مخالفان اسلام و هجوم پى در پى دشمنان و . . . و . . .
در دوران امير المؤمنين ( ع ) كودتاى سقيفه ، پيشرفت اسلام در كشورهاى فارس و روم ، شورش بر عثمان ، اختلافات داخلى در محيط مركزى اسلام ، اينها همه تحولات و تغييراتى بود كه بسا موجب بحران و اعلام وضع فوق العاده بود - مثلًا در اولين جنگ خونين داخلى اسلام كه در بصره ميان امير المؤمنين و طرفداران عايشه واقع شد ، امير المؤمنين ( ع ) راجع به جمع بصريان مغلوب احكام و مقررات جديدى اظهار كرد ، فرمود :
1 - فراريها را دنبال نكنيد 2 - زخميها را نكشيد 3 - زنها و كودكها را اسير نكنيد 4 - غير از آنچه در لشكرگاه دشمن است و وسيلهء ادامهء مخالفت او است چيزى را غارت نكنيد .
اينها همه مقرراتى بود كه مردم عرب و اسلام تا كنون در جنگها با آن روبرو نشده بودند ، بنا بر اين اگر عنوان اين باب به اين تعبير ترجمه شود كه : 1 - ( به پيغمبر و ائمه در بارهء امور دين اختياراتى داده شده است ) تعبير به جايى است .
2 - ( موضوع تفويض ) چنانچه مرحوم مجلسى هم بدان اشاره كرده
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 813
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٨١٣