دست خود اموال خود را به رسول خدا واگذارند ) خدا اموال بنى النضير را خالصهء پيغمبر نمود تا هر چه خواهد عمل كند ، و پيغمبر آن را ميان مهاجرين تقسيم كرد و به انصار نداد جز به سه كسى كه كار به دست بودند در مورد اين اموال ، ابو دجانه و سهل بن حنيف و حارث بن صمه « و خدا بر هر چه توانا است » سپس خدا حكم غنيمت را بيان كرده و فرموده « آنچه خدا غنيمت دهد به رسولش از اهل قرى » يعنى از اموال كفار اهل قرى « پس آن از آن خدا است » به هر چه خواهد در آن شما را دستور دهد « و از رسول است » كه خدا ملك او كرده « و از ذى القربى است » يعنى اهل بيت رسول خدا و خويشان او از بنى هاشم « و از يتيمان و گدايان و ابن السبيل است » از خاندان پيغمبر ، زيرا تقدير چنين است براى خويشان او و يتيمان خاندان او و گدايان و ابن السبيل آنان ، و منهال بن عمرو از على بن الحسين ( ع ) روايت كرده است كه به آن حضرت گفتم : قول خدا
« ذَوِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينَ وَ ابْنَ السَّبِيلِ
» يعنى چه ؟ فرمود : خويشان ما و مساكين ما و ابن السبيل از ما ، ولى همهء فقهاء گفتهاند مقصود عموم يتيمانند و مساكين و ابن السبيل هم از عمومند ، و از ائمه هم همين معنى روايت شده است نيز ، محمد بن مسلم از امام باقر ( ع ) روايت كرده كه فرمود : پدرم مىفرمود : سهم خدا و رسول و ذى القربى مخصوص ما است و در سائر سهام هم با همهء مردم شركت داريم ، و ظاهر اين است كه حق آنها است چه توانگر باشند و چه بينوا ، و اين قول شافعى است و بعضى گفتهاند غنيمت براى فقراء خويشان رسول خدا است كه بنى هاشم و بنى مطلب باشند ، و از امام صادق ( ع ) روايت شده ، فرمود : ما مردمى هستيم كه خدا طاعت ما را واجب كرده ، و انفال از ما است ، و برگزيدهء غنيمت از ما است ، يعنى آنچه براى پيغمبر اختصاص مىدادند از چهار پايان فربه و كنيزان زيبا و جواهر كريمه و چيزهاى بىنظير ، سپس خدا بيان كرده كه چرا چنين كرده و فرموده : « تا ثروت ميان توانگران شما