كسى دانسته و فهميده خود را در بلا و مرگ افكند ، و جواب اين است كه :
هر علمى مايهء حذر نتواند باشد به چند وجه :
1 - مكلّف نبودند بدان علم عمل كنند .
2 - بسا باشد براى دانا هم حذر ميسور نباشد .
3 - بسا خود علم باعث جلب بلا و مرگ شود .
و جواب امام اشاره به وجه سوم دارد ، چون فرمود : اين گرفتاريها از خودشان به وجود آمد ، و اين بلاها و فتن به واسطهء اين بود كه كشف اسرار كردند و از آنچه مىدانستند خبر دادند ، و آنچه به نظر تو مانع است مؤيد موضوع است ، و مقصود اين است كه علم براى رفع بلا سودشان نداد ، زيرا مرتكب اعمالى شدند كه مستحق اين بلاها گرديدند ، زيرا چنانچه بايد از امام اطاعت نكردند و اين با مقام بلند آنها منافات ندارد ، زيرا بسا مقرّبينى به خطاى اندكى سخت مؤاخذه شوند و اين بيان امام اشاره است به قول خدا تعالى ( 30 سوره شورى ) : « هر چه مصيبت بر سر شما آيد به دست خود شما فراهم شود » ، انتهى .
اين شرح انتقاد شديدى است از خواص اصحاب على ( ع ) ، و به هيچ وجه شايسته نيست ، بلكه مقصود همان است كه در شرح خبر 4 باب ( علم ائمه به مرگ خود . . . ) بيان كرديم ، يعنى اين اصحاب بزرگوار على ( ع ) از نظر اين كه تالي تلوِ امام معصوم بودند و در رديف مصلحين اسلامى و جامعهء بشرى در آمدند ، دانسته و فهميده داوطلب تحمل بلا و مصيبت شدند و براى حفظ مصالح عاليهء مذهب ، خود را در كام مرگ افكندند ، و با همين وسيله به مردم جهان ستمگرى و ظلم بنى اميه را ثابت كردند و دولت ناحق آنها را متزلزل نموده و رو به سقوط بردند ، و اظهار خشم امام از كُندفهمى و عدم توجه مانند ابو بصير است ، به اين حقيقت روشن كه گويا مىخواهد به اين بزرگواران اعتراض كند كه چرا خود را دانسته در بلا انداختند ، و درست اين
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 794
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٧٩٤