شدهاند و دنبال احتمالات و امكانات و - محتمل است چنين باشد و ممكن است چنان گفت - رفتهاند و يا اينكه براى امام عذر غفلت و نسيان تراشيدهاند ، خير ، بايد صريح و آشكار گفت كه آرى دانسته و فهميده جام مرگ را تا جرعهء آخر نوشيدهاند ، براى آن كه داوطلب جانبازى در راه حق بودهاند و مصلحت جانبازى را در اين ساعت و دقيقه معين درك كردهاند ، و درك و تشخيص وقت آن همان شاهكار امامت آنها است و از اخبار آيندهء اين باب ، اين موضوع بهتر روشن مىشود . از مجلسى ( ره ) - غضب على الشيعه : يا به واسطهء اينكه حفظ اسرار نكردند و امر امامت آن حضرت فاش شد ، و يا بايد هارون رشيد شيعه را تعقيب كند و بكشد ، يا آن حضرت را زندانى كند و زهر خوراند و خاطر خود را آسوده كند ، آن حضرت سلامت شيعه را خواست و بلا را براى خود خريد .
يا چون شيعه شهامت نداشتند و بر اثر سستى آنها و تسليم نبودن به امام ، دشمن را بر خود مسلط كردند ، خدا امام را مخيّر كرد ، يا بشورد بر رشيد و شيعه را به دنبال خود كشد تا همه قتل عام شوند ، يا گوشه گيرد تا رشيد بر او بتازد و او را دستگير كند و كار او به زندان و زهر نوشيدن كشد ، و مىفرمايد : من جانبازى خود را بر فناى شيعه اختيار كردم . يعنى مطلبى كه مىگويم مانند اين ماهيان ، به چشم خود مىبينم و واقعيت دارد . از مجلسى ( ره ) - مقصود از اين كه علم آنچه مىباشد به آنها داده نشده ، يعنى همهء آن ، و گر نه داستان غلامى كه رفيق موسى سر او را بُريد ، علم به آينده بود ، مگر آن كه گفته شود مقصود علم متعلق به چيزهائى است كه بعد موجود شوند ، و آن كودك موجود بود . از مجلسى ( ره ) - القيام : يعنى اعلان به امامت و تصدى مقام
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 792
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٧٩٢