تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 783

مساهمون:

ص٧٨٣
آبستن و سومى بچه شير مىدهد ، پس از تحقيق درست بود ، از او پرسيدند اين غيب را از كجا دانستى ؟ گفت : اين هر سه كنار هم آرام راه مىرفتند و حادثهء هراس آورى رخ داد ، يكى دست بر پستان نهاد و ديگرى بر شكم و سومى فروتر و چون در موقع خطر هر كس متوجه عضو مهمتر و عزيزتر خود مىشود ، دانستم اولى شير در پستان براى كودك عزيز خود دارد و دومى عزيزى در شكم مىپرورد و سومى گوهرى ناسفته نهان دارد . مردان با فراست و تيز هوش در امر سياست هستند كه امور بشرى را تا آينده‌هاى دورى درك مىكنند و اين موضوع بسيار روشن است و اين مردان تيز هوش از نظر ادراك عمومى غيب دانند .

2 - غيب از نظر فن و دانش

: بسيارى از مسائل علمى هست كه در باب فن و دانش آشكار نيست و فقط متخصصان در آن واقفند ولى از نظر آنها كه وارد اين فن و متخصص در اين علم نيستند غيب و نهان و لا ينحل است . در همهء علوم مسائل علمى چنين‌اند و در علوم رياضى مانند حساب و هندسه و جبر و مقابله و در علوم امروزى مانند فيزيك و شيمى ، اين معنى روشن‌تر است در اصول اقليدس صدها مسألهء هندسى و رياضى وجود دارد كه براى كسانى كه در فن هندسه استاد نيستند همه غيب است و بلكه غيب الغيوب است و در مسائل بغرنج جبر و مقابله و فرمول‌هاى پيچيدهء شيمى كه وارد شوى اين موضوع روشن‌تر است .

3 - غيب از نظر تفكر و رياضت

: كم و بيش مردمى در هر دوره و ميان هر ملتى بوده و هستند كه خود را براى تفكر در يك رشته يا رشته‌هائى آماده كرده و دنبال آن رفته‌اند و رياضت كشيده و در اين زمينه حقائق و مطالبى