و در آيهء 3 - گفته : معنايش اين است كه نزد او است خزائن غيبى كه در آن عذاب فورى است و چيزهاى ديگر ، نداند آن را جز او يا كسى كه از او آموزد و گفتهاند : معنايش اين است كه مقدورات غيب نزد خدا است و آن را براى هر كدام از بندگانش كه خواهد بگشايد به او بياموزد يا راه فهم آن را برايش آسان كند و دليل براى وى اقامه نمايد .
و در آيهء 4 - گفته : معنايش اين است كه از آن خدا است علم آنچه در آسمانها و زمين نهان است ، چيزى بر او پوشيده نيست ، سپس گفته است :
من يكى از مشايخ را كه نسبت به عدل و تشيع روى خوشى نشان مىداد ديدم كه در اين موضوع از تفسير خود به شيعهء اماميه ستم كرده است و گفته اين آيه دلالت دارد كه علم غيب مختص به خدا است بر خلاف آنچه رافضيان معتقدند كه ائمهء غيب مىدانند ، من كسى از اماميه را در نظر ندارم كه توصيف به علم غيب را براى احدى از خلق روا داند ، اين وصف مختص به كسى است كه همه چيز را به ذات خود مىداند نه به علم مستفاد از ديگرى و آن منحصر به ذات قديم سبحان است كه به ذات خود دانا است واجدى از مخلوق شريك او نيست ، هر كه ديگرى را در اين صفت شريك او داند از ملت اسلام خارج است و آنچه از امير المؤمنين نقل شده و خاص و عام از او روايت كردند كه از غائبات خبر داده چون اخبار او از صاحب زنج ( قرامطه ) و از ولايت مروان بن حكم و اولادش و ظهور مهدى و آنچه از ائمهء ديگر در اين باره نقل شده همه را از پيغمبر آموخته بودند و خدا به آن حضرت اطلاع داده بود و به كسى كه اين اخبار مشهوره از آنها روايت شده نسبت دادن اعتقاد به علم غيب در بارهء ائمه معنى ندارد ، اين خود دشنام زشتى است و تضليل و بلكه تكفير آنها است و كسى كه به مذاهب آگاه است آن را نپسندد خدا ميان او و شيعه حكم باشد .
طبرسى در تفسير آيه 8 گفته است : «
إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ
» يعنى