خدا و راسخون در علم نمىدانند » .
نتيجه : موافق رسول خدا كسى است كه در حكم او اختلاف نيست و بايد آن را از خدا دريافت كند و بايد عالم به تأويل درست متشابهات قرآن باشد . در اينجا باز مىگوئيم :
س - رسول خدا كه راسخ در علم و عالم به متشابه بود وقتى وفات كرد علمش را با خود برد و آن را به خليفهء خود نياموخت يا آن را تبليغ كرد و به خليفهء خود آموخت .
ج - شق اول باطل است چون مستلزم تضييع نسل آينده است و دومى ثابت است كه آن را آموخته است .
س - خليفهء او پس از وى چون مردم معمولى جائز الخطا است و احكام مختلفه دارد يا مؤيد از جانب خدا است و چون رسول خدا بىاختلاف حكم مىكند بوسيلهء اينكه فرشته از غير راه وحى و رؤيت با او مربوط است و يا از راه ديگر و در نتيجه مانند خود پيغمبر است جز اينكه نبوت ندارد ؟
ج - شق اول باطل است چون كفايت حال امت را در ارشاد و هدايت نكند و اختلاف احكام و تضييع انام لازم آيد ، پس دومى ثابت است .
نتيجه اينكه بايد پس از رسول خدا ( ص ) خليفهاى باشد راسخ در علم ، عالم به تأويل متشابه و مؤيد من عند اللَّه ، مصون از خطاء و اختلاف در حكم و علم تا حجت بر عباد باشد و مقصود همين است . از مجلسى ( ره ) :
قوله : قال في ابى فلان و أصحابه ، من مىگويم كه اين آيه چند تأويل دارد :
1 - آنچه به خاطر قاصر رسيده و آن اين است كه اين آيه در بارهء ابى بكر و يارانش يعنى عمر و عثمان و به همراهى خطاب نازل شده و قول خدا در جملهء اول : « افسوس مخوريد بر آنچه از دست شما رفت » يعنى غم مخوريد
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 767
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٧٦٧