« نيست آن مگر وحيى كه به وى مىرسد » پس شق دوم ثابت است .
س - جائز است علمى كه مورد حاجت مردم است ابلاغ نشود و نهان بماند يا نه ؟
ج - شق اول باطل است چون به او وحى شده تا تبليغ كند و مردم را به خدا هدايت كند پس شق دوم ثابت است .
س - اين علمى كه پيغمبر براى هدايت امت اظهار مىكند و از آسمان است ممكن است دچار تناقض و اختلاف باشد كه در يك قضيه و يك زمان دو حكم مخالف اظهار شود يا نه ؟
ج - شق اول باطل است چون تناقض گوئى از خدا محال است و خودش هم فرموده ( 82 سوره نساء ) : « اگر از نزد غير خدا بود دچار اختلاف فراوان مىشد » پس شق دوم ثابت است .
نتيجه : علم پيغمبر از خدا دريافت شده و به مردم ابلاغ شده و اختلافى هم در آن راه ندارد . اكنون باز مىگوئيم :
س - كسى كه حكم او در معرض اختلاف است چون اجتهادات ضد و نقيض ، در اين كار خود موافق رسول خدا است يا مخالف او است ؟
ج - شق اول باطل است چون در حكم او اختلافى نبود و دوم ثابت است كه مخالف رسول خدا است .
س - در صورتى كه در حكم رسول خدا اختلافى نيست كسى راه به اين حكم بىاختلاف دارد بدون دريافت از خدا - يا بىواسطه يا بواسطه - به طورى كه تأويل درست متشابهاتى كه سبب اختلاف است بداند يا نه .
ج - اولى باطل است و دومى ثابت است .
س - آيا تأويل درست متشابهات را جز خدا و راسخون در علم مى دانند كه در علم آنها اختلافى نيست يا نه ؟
ج - اولى باطل است چون خدا مىفرمايد : « تأويل متشابهات را جز
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 766
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٧٦٦