حقيقت ندارد مانند :
1 - در مقاصد ادبى چنانچه گويند حجاج به گرفتارى گفت :
( لأحملنك على الأدهم ) محققاً به پاى تو كند خواهم نهاد ، او در جواب گفت : " مثل الأمير يحمل على الأدهم و الأشبه " مانند امير مردم را بر اسب سياه و سرخ سوار مىكند ، تا آخر .
2 - در مقام جهل به جواب و شرم از اظهار نادانى كه جوابگو مىداند سخن او جواب سائل و بيان حقيقت نيست ولى براى اقناع او بر خلاف آنچه در دل دارد بيان مىكند .
3 - در مواردى هم از نظر مقاصد مختلفهء سياسى و استفادهجوئى و غيره جواب دهنده از بيان حقيقت صرف نظر مىكند و به حاشيه مىرود و يا نعل را وارونه مىزند .
در اينجا است كه امام مىفرمايد : جواب من بر مسائل ، از علم خدا سرچشمه مىگيرد و دچار اين انحرافات نمىشود ، زيرا اين انحرافات همه از آنجا است كه اختلافى در ميان است و در اينجا هيچ علت اختلافى وجود ندارد . از مجلسى ( ره ) :
بدان كه حاصل اين استدلال اين است كه ثابت است كه خدا قرآن را در شب قدر بر پيغمبرش نازل كرده و در شب قدر هر سال ملائكه و روح بيان و تأويل امور را براى او مىآورند زيرا فعل مستقبل دلالت بر تجدد و استمرار دارد ، در اينجا مىگوئيم :
س - براى پيغمبر نسبت بدان چه امت نياز داشتند راه تحصيل علمى جز آنچه از آسمان از نزد خدا برايش در شب قدر يا وقت ديگر مىآمد وجود داشت يا نه ؟
ج - شق اول باطل است چون خدا مىفرمايد ( 4 سوره نجم ) :
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 765
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٧٦٥