نبوت است و اختصاص به خود پيغمبر و قومش از نظر اين است كه براى آنها از سائر مردم روشنتر است ، مقصود اين است كه آيه دلالت دارد بر ثبوت مسئوليت در برابر آن اندازه از وظيفه كه بوسيلهء قرآن نسبت به هر كس روشن است و اين حكم كلى از نظر افراد تفاوت بسيار دارد و به اين ترتيب بايد ملاحظه شود :
1 - خود پيغمبر ( ص ) مسئول دريافت وحى ، وظيفهء تبليغ و مبارزه با منكران ، عمل به قرآن و اجراء دستورات و پيشوائى امت .
2 - خلفاء حق هم در همهء اين مراحل با پيغمبر شريكند جز در همان موضوع دريافت وحى .
3 - عمل به احكام قرآن و اجراى آن نسبت به همهء مسلمانان .
4 - تدبر در آن براى فهميدن خدا و صفات شايستهء او و فهميدن بر حق بودن پيغمبر نسبت به همهء بشر . 1 - مجلسى ( ره ) گويد : استشهاد به آيهء اخير براى تنظير است يعنى چنانچه خداوند حضرت سليمان را در امور دنيا صاحب اختيار كرد و به هر كه مىخواست هر چه مىداد و به هر كه نمىخواست نمىداد موضوع بذل علم را هم به ما تفويض كرده است و شايد در سليمان هم اختيارات اعم بوده است ، بيضاوى گفته « هذا عطاؤُنا » يعنى اين ملك و بسط يد و تسلط بر چيزهائى كه ديگران بر آن تسلط نيابند عطيه ما است ، به هر كه خواهى ببخش و از هر كه خواهى دريغ كن و حسابى بر تو نيست ، يا : عطاى تو محدود نيست ، يا : اين عطائى كه ما به تو داديم حساب و اندازه ندارد .
2 - مسئوليت در پيشوا از سه نظر است :
( 1 ) از نظر تبليغ وظائف به مردم ، آموزش ، وظيفهء فرهنگ .
( 2 ) از نظر حسن اجراء امور فرد و اجتماع .
( 3 ) از نظر حفظ اجتماع از شورش و فساد داخلى يا هجوم دشمن
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 731
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٧٣١