خارجى و بيگانه .
مسئوليت در پيشواى اجتماع كه در يك جامعهء مذهبى بر پيغمبر يا امام تطبيق مىشود عمومى و قطعى و قابل استثناء نيست و موضوع جواب سؤال كه محل بحث راوى است اعم از مسئوليت است زيرا جواب سؤالات يك قسمتى ، از اداى وظيفهء تبليغى است در صورتى كه سؤال در موضوع امور لازمه طرح شود ، و به همين جهت امام مىفرمايد : جواب هر سؤالى مشمول مسئوليت عامهء پيشوا نيست بلكه خود او بايد صحت آن سؤال و زمينهء سؤال و وقت مساعد با جواب را تشخيص بدهد ، چنانچه در خود قرآن مجيد هم به اين موضوع توجه شده است ( 101 سوره مائده ) : « ايا آن كسانى كه گرويديد ، نپرسيد از چيزهائى كه اگر براى شما آشكار شود بدتان آيد » در اين صورت اختيار در جواب سؤالات مخالفت با مسئوليت تبليغ كه به عهدهء امام است ندارد . " ذكر " به معنى ياد آورى است نسبت به حقيقتى كه مبدأ هستى و خداوند است و از نظر اينكه فطرت هر كس سابقهء توجه به خدا را دارد و بوسيلهء آلودگىها و سوء پرورش فراموشى و غفلت عارض شده بر اين توجه كه منظور از قرآن و تبليغ رسول است ذكر گفته شده و اين كلمه هم بر خود قرآن صادق است و هم به شخص پيغمبر كه مبلّغ آن است و در اخبار بر هر دو از روى حقيقت تطبيق شده است . در اينجا بايد گفت :
( گفته بودم چو بيائى غم دل با تو بگويم * چه بگويم كه غم از دل برود چون تو بيائى )
قبلًا ياد آورى شديم كه آيه از نظر رجوع به اهل كتاب مخصوص زمان پيغمبر بوده و از اين نظر در حكم منسوخ است . در اين حديث ، شرحى را كه ذيل حديث ( 3 ) بيان شد تأييد