تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 734

مساهمون:

ص٧٣٤
الف - ما كان المؤمنين لينفروا كافة را به معنى عدم امكان نفر عمومى تفسير كرده و سپس آن را به لزوم اختلال نظم زندگى بر اثر طلب علم عمومى تأييد كرده و حاصلش اين است كه كوچ عمومى براى طلب علم يا براى جهاد واجب نيست بلكه مفسدهء اختلال نظام دارد و بايد حرام باشد ، و اين از دو نظر اشكال دارد : اولًا -
ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً
گزارش وضع مؤمنان است يعنى عموم مؤمنين عادت به كوچ ندارند ، اين گزارش ممكن است از راه گله باشد يعنى با اينكه خوب است همه كوچ كنند ولى نمىكنند و بايد يك طائفه اين كار را بكنند و از اين استفاده نمىشود كه اگر همه كوچ كنند ، كارشان درست نيست و به زمين مىخورد . و ثانياً - وضع طالب علم در زمان پيغمبر عبارت از تعليم قرآن و دستورات عملى پيغمبر اسلام بوده كه بوسيلهء اقامهء نماز يوميه انجام مىشده با امامت شخص پيغمبر يا نائب او كه در هر مسجدى معين مىكرده و اين اندازه از صرف وقت براى تحصيل علم نسبت به هر مسلمان مكلفى ميسر بوده . ب - در صورتى كه طلب علم براى عموم موجب اختلال نظم باشد و واجب نباشد و بلكه حرام باشد ، چگونه مىتوان گفت : طلب علم واجب كفائى است با اينكه واجب كفائى بايد بر همه واجب باشد و مصلحت و امكان عمل نسبت به همهء مكلفين به آن موجود باشد ولى پس از آنكه يكى يا جمعى آن واجب را ادا كرد از ديگران ساقط شود و اگر طلب عمومى علم يا جهاد غير مقدور باشد يا مفسده بار باشد نمىتواند بر همه واجب باشد تا آنكه گفته شود واجب كفائى است ، واجب بر فردى در جمعى يا دستهء نامعلومى در امت واجب كفائى نيست و بلكه امكان آن مورد اشكال است ، آرى ممكن است وجوب به عنوان خاصى تعلق گيرد كه بر افراد معين تطبيق شود ، چون حج بر مستطيع يا امر به معروف و نهى از منكر بر مقتدر - مثلا - ولى امر فرد مردد يا دستهء مردد علاوه بر آنكه معنى واجب كفائى نيست
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 734 | الشيخ الكليني / محمد باقر كمره‌اى