پيغمبر ( ص ) و بعد از او امام ( ع ) است . مرحوم مجلسى ( ره ) گويد : اعراف و اصحاب اعراف چند تفسير دارد :
تفسيرهاى اعراف :
1 - باروى ميان بهشت و دوزخ يا كنگرهها و بلنديهاى بهشت .
2 - مقصود از اعراف شناسائى و شناساندن است يعنى مردانى براى شناختن اهل بهشت و دوزخ گماشته شدهاند ، اخبار بر اين هر دو دلالت دارند و در بعضى اخبار اعراف را جمع عريف بر وزن شريف دانسته ، يعنى كد خدا و مسئول مردم محلى نزد حكومت ، آيا مردانى كه بر اعرافند كيانند ؟ گفته شده كه اشراف از اهل طاعت و ثوابند و گفته شده كه مردمى دونپايهتر از آنهايند ، اشراف را به چند دسته تطبيق كردهاند :
1 - فرشتههائى كه اهل بهشت و دوزخ را مىشناسند .
2 - پيغمبرانى كه خدا آنها را بر سر باروى بهشت بنشاند براى امتياز آنها از ديگران .
3 - شهيدان راه حق .
دون پايهها كيانند ؟
1 - كسانى كه گناه و ثوابشان برابر است .
2 - مجاهدانى كه بىاجازهء امام به جبهه رفته و كشته شدند ، و گفته شده است كه مقصود از اعرافيان گدايان وارد در بهشتند و بعضى هم نمازگزاران فاسق را نام بردهاند .
در اين حديث اهل اعراف را امامان معصوم دانسته بر چند وجه :
1 - ائمه از رخساره ، دوستان خود را مىشناسند ، چه در دنيا و چه در آخرت ، ولايت سرّى است در دل ولى چون عشق مفرطى از سيماى هر كس نمايان است ، رنگ رخسار خبر مىدهد از سرّ ضمير ، راز عشق نهفتى نيست .
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 692
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٦٩٢