در اين حديث مىفرمايد : هميشه يك نيروى تبليغى وجود دارد كه در برابر اين دستجات مخالف دفاع مىكند و شرط اين نيروى مدافع مذهبى اين است كه عدول باشند يا در فهم و ادراك حقايق دين مستقيم باشند تا بتوانند از آن دفاع كنند ، و اين موضوع در زمان حضور ائمه بر اساس مركزيت تعليمات آنان پا بر جا بوده است و در زمان غيبت هم هميشه در هر عصرى دانشمندان درست فهم وجود داشتهاند كه از اين نظر مدافع مذهب بشمار مىرفتهاند ، و خود مؤلف همين كتاب سر حلقهء آنها است كه بوسيلهء تأليف كتاب كافى اصول و فروع مذهب را شسته و پاك نموده و در دسترس طالبان حق نهاده ، و بس از وى شيخ بزرگوار صدوق اين وظيفه را عهدهدار شده است و عقايد مذهب شيعه را روشن ساخته . مقصود از ورآبى كه جلوى سيل از خاشاك و كف و خردههاى گياهان خشك مىرود مردمى هستند كه مبدأ و عقيده ندارند و با طوفان حوادث هر روز دنبال يكى مىروند و تابع حكومت وقت مىشوند . ظاهراً مقصود از اين ارث ، ارث مقامى است نه ارث شخصى چون پيغمبر رئيس امت محسوب است و از اين نظر ميان او و امت رابطهاى است ، مىفرمايد : پيغمبران از اين نظر مانند رؤساى دنيوى نيستند كه براى امت خود گنجى و خزينهاى ذخيره كنند و بجا گذارند بلكه تهيهاى كه براى امت خود دارند همان تعليمات احكام و عقايد است كه از آنها بجا مىماند . ظاهر اين است كه تعليم آن بايد مجانى و به خاطر اجر آخرت باشد و اخذ اجرت نكنند و از همان دستى كه گرفتهاند به همان دست بدهند و ممكن است مقصود برنامهء تعليم باشد يعنى هر آنچه آموختهاند به ديگران بياموزند و از آن كم و زياد نكنند . از اين حديث استفاده مىشود كه تعليم علوم دين و نشر مسائل و احكام بايد مجانى باشد و اجرت گرفتن بر آن جايز نيست چون
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 520
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٥٢٠