تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
2 - در مورد نسيان گفته مىشود : اگر جزئى از اجزاء نماز را به جا نياورد ، بايد آن را با دو سجدهء سهو جبران كند . 3 - و در مورد سهو و جهل گفته مىشود : اگر عملى را از روى جهل و سهو مرتكب شود بايد آن را تدارك نمايد . حال با لحاظ اين ادلّه مىگوييم : اگر حديث رفع نسبت به اين ادلّه تنها مؤاخذه را تخصيص دهد و خصوص آن را خارج كند تنها يك تخصيص به ادلّه مذكور وارد شده ، و حال آنكه اگر غير از مؤاخذه آثار ديگرى همچون قضا ، كفاره ، سجدهء سهو و وجوب تدارك و ديگر از آثار را خارج نمايد تخصيص بيشترى در ادلّه واقعيه لازم آيد . اما در دوران بين قلّت تخصيص و كثرت آنكه قلّت تخصيص ترجيح داده مىشود ، بايد در مورد بحث به تقدير خصوص مؤاخذه اكتفا شود . به عبارت ديگر : وقتى حديث رفع كه مخصّص ادلّه‌اى است كه آثارى را ثابت نموده‌اند ، از حيث مقدار تخصيصى كه وارد مىسازد مجمل باشد ، عموم عام ( يعنى : ادلّه مزبور ) اين اجمال را مرتفع ساخته و آن را ظاهر در خصوص مؤاخذه كه مقدار قطعى و حتمى است ، قرار مىدهد . ( * ) بحث فوق را با ذكر مثالى بيان كنيد ؟ فى المثل : اگر مولى به بنده‌اش امر كند كه : اكرم العلماء الّا الابيض . و مفروض ما اين باشد كه ( ابيض ) مردّد است بين اينكه افرادش كثير بوده و يا اينكه قليل باشد در صورتى كه : 1 - ( ابيض ) علم باشد ، مراد از آن يك فرد است ، در نتيجه : يك تخصيص به ( العلماء ) بيشتر وارد نمىشود . 2 - اگر مراد از ( ابيض ) معناى وصفى باشد ، افرادش بيشتر و در نتيجه : دايرهء تخصيص بيشتر مىشود . امّا : اگر ابيض مردّد بوده و ندانيم معناى علمى از آن اراده شده و يا وصفى ، قاعده اين است كه : به عموم عام رجوع كرده و ظهورش در عموم را رافع اجمال مخصص قرار مىدهيم و مىگوييم : خصوص ابيض علمى خارج و ما بقى در تحت عموم داخل هستند . بدين ترتيب ابيض ظهور در فرد خاصّ پيدا مىكند . ( * ) مراد از ( فتأمّل ) در پايان متن چيست ؟ اشاره به اين است كه : اين‌گونه موارد را بايد در مباحث الفاظ بحث كرد كه : 1 - اگر اجمال مخصص از ناحيه تردّد آن ما بين دو فرد يا چند فرد متباين باشد ، اجمال خاصّ به عام
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 98 | الشيخ الأنصاري / جمشيد سميعى