( * ) چرا توقّف مطلق مطرح است ؟
زيرا لفظ ( وقوف ) و كلمهء ( توقف ) در لسان روايات اطلاق دارد يعنى مقيّد نشده به اينكه مراد از توقف :
- توقّف در چه چيز است ؟ آيا در فتوى دادن به حكم واقعى است و يا فتوى دادن به حكم ظاهرى است و يا در مقام عملى خارجى است .
( * ) مراد از ( فلا يرد على الاستدلال انّ التوقّف . . . الخ ) چيست ؟
ردّ اعتراض فاضل نراقى رحمه اللّه بر اخباريين است .
( * ) جناب نراقى در پاسخ به اين استدلال اخباريها چه مىفرمايد ؟
مىفرمايد : اگر مضمون و مدلول اخبار مذكور چنين باشد كه اينها مىگويند ، ورودش بر ما و ايشان علىالسويّه است ، چه آنكه هر دو گروه ( مجتهد و اخبارى ) ، نسبت به حكم واقعى توقّف دارند و اختلافشان صرفا در تكليف ظاهرى است كه :
1 - اصوليين در مورد مشتبه التحريم به برائت و جواز فعل قائلاند .
2 - اخباريها به وجوب ترك و لزوم احتياط قائلاند .
هر دو دسته نيز براى اثبات مدّعاى خويش به ظواهرى تمسّك كردهاند لذا ، چگونه ممكن است قول اصوليين قول به غير علم باشد ، و از اخباريها نباشد .
براى من روشن نيست كه چرا اخبارى خودش را متوقف در حكم خوانده و مجتهد را مرتكب مىداند ، و حال آنكه نسبت به حكم واقعى هر دو متوقّف و در تكليف ظاهرى هر دو مرتكباند .
( * ) پاسخ شيخ به جناب فاضل چيست ؟
اين است كه : وقتى مراد از ( توقّف ) سكون و كنايه از عدم ارتكاب باشد ديگر اين ايراد متوجّه اخبارىها نمىشود . چرا ؟ زيرا ايشان به مفاد و مضمون حديث كه عدم ارتكاب باشد عمل كردهاند و لكن مجتهدين اين دستور را ناديده گرفته و با آن به مخالفت برخاستهاند و لذا حقّ به جانب اخباريها بوده و با اين ايراد نمىتوان آنها را مجاب نمود .
( * ) منظور از مقبوله چيست ؟
حديثى است كه علماء مضمون و مفادش را قبول كرده باشند و برطبق آن عمل نمايند .
( * ) مقبولهء عمر بن حنظله چگونه خبرى است ؟
از اخبار علاجيّه است .
( * ) اخبارى به كدام فراز مقبوله تمسّك كردهاند ؟
آنجا كه پس از بيان مرجّحات حديثى بر حديث ديگر فرمودهاند :
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 227
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٢٧