تشريح المسائل
( * ) دوّمين دليل از ادلّه اخباريين در اثبات اصالة الاحتياط در باب شبهات تحريميّه چيست ؟
چهار طائفه روايت از سنّت است .
( * ) طائفهء اوّل اين روايات چگونه رواياتى هستند ؟
رواياتى هستند كه به نظر اخباريها مضمون و مدلول آنها مثل پارهاى از آيات بر حرمت قول و عمل بدون علم دلالت مىكند .
و لذا مىگويند : اصولى كه فتواى به اباحه مىدهد و يا آنجا كه حكم به برائت كرده و مشتبه را مرتكب مىشود ، قول و عملش به غير علم است و مشمول آيات ناهيه مىشود .
( * ) پاسخ شيخ به اين استدلالات حضرات چيست ؟
همان پاسخى است كه از طائفهء اوّل آيات ذكر نمود و آن اينكه علاوه بر جواب نقضى مىگويد :
قول اصولى به اباحه و عمل آنها به برائت هيچيك به غير علم نبوده ، بلكه بر اساس ادلّه اربعه براى او علم حاصل شده است آنگاه فتوى و عملش به برائت بر مبناى علم است . در نتيجه : ما نحن فيه موضوعا و تخصّصا از اين روايات بيرون است .
( * ) طائفهء دوم اين روايات چگونه رواياتى هستند ؟
اخبارى هستند كه بر وجوب توقّف در شبهات دلالت داشته و در مورد عدم علم آن را لازم و واجب مىنمايند .
( * ) حاصل عبارت ( و ظاهر التوقف المطلق ، السكون و عدم المضىّ . . . الخ ) چيست ؟
معناى توقّف است از نظر شيخ مبنى بر اينكه : توقّف مطلق به معناى سكون است بدين معنا كه وقتى به امر مشتبه رسيديد حركت در جهت دادن فتوى و يا عمل بدان نكنيد .
( * ) علّت اين توقف چيست ؟
اين است كه : بهتر است از افتادن در هلاكت و گرفتارى .
( * ) نكتهء حاصله از اين علّت چيست ؟
اين است كه : در سكون بما هو سكون خيرى نيست ، بلكه خير موجود در ترك امر مشتبه است .
( * ) با توجه به مطالب فوق مراد از ( فيكون كناية عن عدم الحركة . . . ) چيست ؟
اين است كه : معناى حقيقى سكون مراد نيست ، بلكه اين سكون كنايه است از اينكه به جانب ارتكاب فعل و عمل به مشتبه حركت و اقدام نكن و اين معناى توقف در عمل است آنگاه ذكر ملزوم نموده و ارادهء لازم كرده ، و مراد اخباريها هم همين است .