( * ) پاسخ از آيات دستهء دوّم چيست ؟
آيات دستهء دوم را نيز به دو دسته كرده و از هر دسته جوابى داده است .
( * ) پاسخ شيخ از آيات دسته دوم غير از آيهء
( وَ لا تُلْقُوا )
چيست ؟
از اين آيات نيز دو جواب داده است :
1 - ارتكاب مشتبه الحكم و موضوعى كه حرمتش معلوم نيست با تقوى و مجاهدت نفس تنافى ندارد ، و در جايى اين تهافت و تنافى صدق مىكند كه مكلّف يك حرام معلوم و بيّن را مرتكب شود و نه مشكوك الحرمة آنهم مستند به دليل شرعى و عقلى .
2 - نهايت دلالتى كه اينگونه آيات دارند ، رجحان احتياط است ، چنان كه جناب شهيد نيز در كتاب ذكرى به همين منظور به اين آيات استدلال نموده است .
3 - اينكه به دنبال امر به تقوى و مجاهدت فرموده : حق تقاته و حق جهاده ، خود قرينه است بر اينكه اين امر استحبابى باشد و نه وجوبى . چرا ؟
زيرا اصل داشتن تقوى واجب است و لكن نهايت درجه تقوى كه از مراحل تكاملى انسان است ، داراى رجحان است چونكه موجب كمال بيشتر و تقرب انسان به خداست و لكن از نظر فقهى نازلترين مرحله تقوى كفايت مىكند .
پس : نهايت درجه تقوى بعنوان يك فضيلت مستحب است و اين قرينه است بر عدم وجوب آن بنابراين استدلال به اين آيات به درد مدّعاى اخباريها نمىخورد .
( * ) پاسخ شيخ از استدلال به آيهء تهلكه چيست ؟
1 - مراد از تهلكه چيزى است كه مقطوع الهلاكة است بالتفصيل و الاجمال و نه چيزى كه محتمل است .
2 - اگر مراد از تهلك عقاب اخروى باشد ، بايد گفت :
هرچند ثبوتا اين احتمال قائم است ، لكن اثباتا به حكم ادلّهء اربعه مذكوره قطع و يقين به عدم ارادهء آن داريم و اگر مراد غير از عقوبت اخروى از ساير مضرّات دنيوى باشد مىگوييم :
شبهه از اين حيث موضوعيّه است و در آنجا اخبارى و اصولى بالاتفاق برائتى هستند و نه احتياطى .