تشريح المسائل
( * ) مراد از عبارت ( ان الاحتياط عسر منفى وجوبه . . . ) چيست ؟
اين است كه :
احتياط كردن در موارد شبههء بدويّه عسر و حرج دارد . ( صغرى )
عمل عسر و حرجدار در اسلام واجب نيست . ( كبرى )
پس : احتياط كردن واجب نيست . ( نتيجه )
و لذا وقتى احتياط كردن واجب نبود ، مطلوب ما كه احتياط است ثابت مىشود .
( * ) دليلشان بر كبراى مزبور چيست ؟
نصّ قرآنى است كه مىفرمايد : ما جعل عليكم فى الدّين من حرج .
( * ) حاصل جوابى كه جناب شيخ از استدلال مذكور مىدهد چيست ؟
اين است كه : عسر و حرجى كه بر احتياط مترتب مىشود صرفا در جايى است كه موارد آن به قدرى زياد باشد كه وجوب آن مكلّف را به مشقّت و سختى بيندازد .
اما اينكه مطلق احتياط و لو در موارد قليل به دنبالش عسر و وجوب آن موجب حرج باشد امرى قابل انكار است و ما نحن فيه نيز از همين قبيل بوده و از قول به وجوب احتياط هيچگونه عسر و حرجى لازم نمىآيد . زيرا مواردى را كه اخباريّين قائل به وجوب احتياطاند و در مقابل مجتهدين آن موارد را مجارى برائت مىدانند تنها در دو مورد است :
1 - مواردى كه نصّ بر حرمت وجود نداشته باشد .
2 - آنجايى كه ميان نصوص تعارض بوده و مرجّحى هم بر ترجيح هيچيك در دست نباشد .
حال اگر در اين موارد مجتهدين هم مثل اخباريها قائل به وجوب احتياط شوند ، عسرى لازم نمىآيد چونكه اندازه و حدّ آنها به آن مقدار كه موجب عسر و حرج شود ، نمىباشد .
( * ) عبارة اخراى پاسخ شيخ با ذكر مثال چگونه است ؟
در حقيقت شيخ از آنها مىپرسد منظورتان از اينكه مىگوييد : وجوب احتياط عسر و حرج دارد چيست ؟
1 - اگر مرادتان اين است كه فى المثل : از فلان مشتبه مشخّص همچون استعمال دخانيات دشوار است ، كه اين قضيّه بالوجدان نادرست و باطل است ، چرا ؟
زيرا كثيرى از افراد تا آخر عمر لب به توتون نگذاشت و هيچگونه مشكلى هم ندارند .
2 - اگر مرادتان اين است كه : موارد شبهه در اسلام زياد است و چنانچه بخواهيم در تمام موارد شبهات تحريميّه احتياط كنيم عسر و حرج دارد باز اين سخن باطلى است .