در ضمن آن فرمود : احترام كن سالمند را تا در قيامت از رفيقان من باشى ، و فرمود : از ما نيست كسى كه بخردسال مهر نورزد و بسالمند احترام نكند .
5 - نوادر راوندى : بسندش تا رسول خدا ( ص ) فرمود : راستى كه خدا بخشنده است و بخشنده را دوست دارد و امور برازنده را ، و بد دارد امور پست را ، و راستى كه از بزرگوارى خداست احترام به سه كس : ريش سفيدى در مسلمانى ، و امام عادل ، و قرآن دانى كه در باره آن غلو نكند ( مثل اينكه گويد قديم است و صفت ذاتى خداست چون اشاعره ) و نه آنكه در باره آن جفاكار است ( و بدان عمل نكند ) .
و به همين سند آورده كه رسول خدا ( ص ) فرمود : هر كه مو سفيد سالمندى را احترام كند براى سالمندى او خدايش از هراس قيامت امان دهد و به همين سند از رسول خدا كه ( خدا فرموده ) من از بنده و كنيز خود شرم دارم كه او را عذاب كنم با اينكه مويش را در اسلام سپيد كرده است .
و به همين سند از رسول خدا ( ص ) كه هر كه فضيلت سالخورده براى سالمندى او بفهمد و او را احترام كند خدايش از هراس روز قيامت در امان دارد .
6 - امالى طوسى : بسندش تا امام ششم ( ع ) كه ميفرمود : نميدانم چيزى را شتابندهتر به چيزى از سپيدى مو به مؤمن ، راستى كه آن وقار مؤمن است در دنيا و نورى تابانست در روز قيامت و بدانست كه با وقار كرد خدا خليلش ابراهيم را كه گفت : پروردگارا اين چيست و خدا به او فرمود : اين وقار است ، و گفت : پروردگارا فزون وقار مرا ، و آن حضرت فرمود : از والاشمردن خدا والاشمردن سپيد موئى مؤمن است .
باب پنجاه و سوم نهى از عجله كردن كسى است در خوردن خوراكش يا در قضاى حاجتش
1 - خصال : در حديث اربعمائه كه امير المؤمنين ( ع ) فرمود : عجله نكنيد به كسى در خوردن غذا يا دفع غائط خود تا از آن فارغ شود ( از اين حديث تا آخر باب مناسب باب گذشته است و با اين باب ربطى ندارد مترجم ) .
2 - كافى : بسندش تا رسول خدا ( ص ) كه از والاشمردن خداست احترام موى سپيد مسلمان .
بيان : والاشمردن خدا تعظيم اوست چه كه بزرگ شمردن او امر او هم تعظيم اوست و موى سپيد بيك تار مو هم صادق است ( و بعد از شرح لفظ شيبه گويد : ) اجلال مؤمن تعظيم و توقير و احترام او است و در خورد آنچه از بد رفتاريش انجام دهد براى پيرى و