تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨
ندارد بلكه ميتواند خودش حاكم ميان خود و ديگرى باشد و معنى يكم روشنتر است . 35 - كافى : بسندش تا امام ششم ( ع ) كه خدا عز و جل بآدم ( ع ) وحى كرد من همه سخن را در چهار كلمه برايت گرد آورم ، گفت : پروردگارا آنها چه باشند ؟ ( در پاسخ نزديك بمضمون شماره هشت را آورده است ) و در توضيح آن گويد : همه سخن را برايت گرد آورم يعنى كلمات حق كه جامع منافعند ، و مرا بپرستى كلمه‌ايست جامع همه عبادات حقه و اخلاص كه بزرگترين شرط آنها است و شناخت خدا بيگانگى و بر كنارى از هر كمبود با توكل به او در همه امور ( و بيان اعراب الفاظ حديث ) . 36 - كافى : بسندش تا امام ششم ( ع ) فرمود : بپرهيزيد مر خدا را و عادل باشيد چون شما نكوهش كنيد مردمى كه عادل نباشند . بيان : عادل باشيد ، يعنى ميان خاندان و همكاران خود و هر كه بر آنها ولايت و سرپرستى داريد و از پيغمبر ( ص ) روايت است كه همه شما سركار هستيد و از زيردستان خود مسئوليت داريد . شما نكوهش كنيد مردم ناعادل را : ميان مردم چون حكمرانان ستمكار و نشايد ملامت كنيد بر كارى كه خود كنيد . 37 - كافى : بسندش تا امام ششم ( ع ) كه عدالت شيرينتر از عسل و نرمتر است از كره و خوشبوتر است از مشك . روشنگرى : شيرينتر است از عسل : از باب تشبيه معقول است بامر محسوس چون مردم با اين لذتهاى تنى آشنايند . 38 - كافى : بسندى تا رسول خدا ( ص ) كه سه خصلت است كه هر كه همه را يا يكى را دارد در سايه عرش خدا باشد روزى كه جز سايه او سايه نباشد : كسى كه بدهد بمردم از خودش هر آنچه خواست آنها باشد ، و كسى كه گامى پيش و پس ننهد تا بداند كه آن پسند خدا است ، و كسى كه عيبى از برادر مسلمانش نگيرد تا آن را از خودش بر گيرد ، زيرا هيچ عيبى از خود بر نگيرد جز كه عيب ديگرش پديد گردد ، مرد را همين بس كه به خود از ديگران بپردازد . روشنگرى : روزى كه سايه جز سايه او نيست يعنى جز سايه خدا يا سايه عرش و بمعنى يكم بسا كه خدا را در روز قيامت سايه‌ها باشد غير سايه عرش كه اعظم و اشرف آنها است و مخصوص است بهر بنده‌اش كه خواهد كه صاحب اين خصال از آنانست و بقولى سايه داشتن عرش بر بنده‌ها منافات دارد با آنچه روايت است از پيغمبر ( ص ) كه روز قيامت همه