غرق آتش است جز سايه مؤمن كه صدقهاش سايه او گردد ، و از اين رو گفتند : در قيامت سايهها باشد بحسب اعمال كه صاحبان خود را از سوزش خورشيد و آتش نگهدارند و از دم گرم مردمان ولى سايه عرش بزرگتر و بهتر سايه است ، و بسا جواب گويند كه در آنجا همان سايه عرش است كه هر مؤمنى از آن بهرهاى گيرد به اندازه كردار نيكش كه سبب آنست .
بقول طيبى سايه عرش همان سايه خداست كه مانع سوزش و شراره است در هر موقف و بسا كه خدا بحقيقت مؤمن را در سايه عرش در آورد ، نووى گفته : ظل همان آسايش و نعمت است و ظل كنايه از كرامت است زيرا همه عالم زير عرشند و در سايه آن ، و بقولى پارهاى از عرش زير خورشيد آيد و سايه افكند ، و بقولى مقصود اينست كه او را از ناگواريها نگهدارد و از گرماى موقف ، و روزى كه سايه نباشد جز سايه او يعنى خورشيد به آنها نزديك شود و گرما سخت گردد و عرق آنها درگيرد ، و بقولى يعنى هيچ كس را سايه نباشد چنانچه در دنيا سايه دارد گامى پيش و پس ندهد يعنى كارى نكند ( بيان اعراب و تفسير الفاظ ) .
و مقصود اينست كه هر كه بعيب خود و اصلاح آن پردازد فرصت ندارد به عيب مردم پردازد و از آن جستجو كند و آنان را بدان سرزنش نمايد .
39 - كافى : بسندش تا رسول خدا ( ص ) فرمود : هر كه با مالش فقير را همراهى كند و مردم را از طرف خود انصاف دهد او است كه براستى مؤمن است .
بيان : يعنى مؤمن بر حق است و شايسته نام مؤمن است چون ايمان كامل و اوصاف آن را دارد .
40 - كافى : بسندش تا امام ششم كه ميفرمود : دو كس هرگز در امرى كشمكش نكنند و يكى شود بانصاف با ديگرى رفتار كند و او نپذيرد جز كه مغلوب گردد .
41 - كافى : بسندش تا امام باقر ( ع ) فرمود : خدا را بهشتى باشد كه در آن در نيايد جز سه كس كه يكى از آنان كسى است كه در باره خود حكم به حق كند .
باب سى و ششم عوض دادن بخوبيها و نكوهش بدى كردن در برابر نيكى و در باره اينكه مؤمن گمنام است
قرآن مجيد
1 - الروم ( آيه 39 ) و آنچه بريا دهيد تا در اموال مردم فزونى يابد نزد خدا فزون نشود .