خوبى شد بر اوست كه عوض بدهد و عوض دادن همين نيست كه بمانند او بوى خوبى كند بلكه اين را هم بداند كه فضل تقدم با اوست .
8 - همان : بسندش تا رسول خدا ( ص ) كه فرمود : هر كه بنام خدا از شما درخواست كرد به او بدهيد ، و هر كه احسانى بشما كرد عوضش بدهيد و اگر نتوانيد آنقدر به او دعا كنيد كه پنداريد به او عوض داديد .
9 - همان : بسندى تا امام ششم ( ع ) كه خدا خلقى از بندههاش آفريده كه به مستمندان شيعه ما كمك كنند تا بدان ثوابشان دهد ، رسول خدا ( ص ) فرمود : همين بس است در ستايش برادرى كه به تو احسانى كرده كه بگوئى خدا جزاى خيرت دهد ، و چون در غيابش نام او را برند بگوئى خدا جزاى خيرش دهد ، در اين صورت به او عوض دادى .
10 - اختصاص : امام صادق ( ع ) فرمود : لعنت خدا بر آنكه راه كار خير را بندد و آن كسى است كه به او احسان شود و او ناسپاسى كند و مانع شود كه به ديگرى خيرى رساند .
11 - الدره الباهره : امام كاظم ( ع ) فرمود : احسان يك غل است بر گردن گيرنده كه آن را نگشايد جز عوض دادن يا تشكر .
12 - مجمع البيان ( ج 9 ص 208 ) : بسندى تا امام ششم ( ع ) كه ميفرمود : يك آيه در قرآن خدا ثبت است ( و قريب مضمون شماره 7 را آورده ) .
13 - نهج البلاغه : امير مؤمنان ( ع ) فرمود : بدكردار را بازدار به پاداش دادن به خوشكردار .
باب سى و هفتم باز هم در اينكه مؤمن گمنام است و از كار خيرش قدردانى نشود .
گويم : اخبار بسيارى در باب جداگانهاى به همين عنوان در كتاب ايمان و كفر گذشت .
1 - نوادر راوندى : بسندى تا رسول خدا ( ص ) كه نيكوكار نكوهش شده و رانده شده است و به همين سند است كه آن حضرت فرمود : برتر مردم در مقام بدرگاه خدا نيكوكاريست كه احسانش ناسپاسى شود و قدرش ندانند و به همين سند آن حضرت فرمود : دست خدا بالاى سر گمنامانست و برحمت در پرواز است .
( بسا كه مقصود از اين اخبار مردان خير مسندى هستند كه پنهانى كار خير كنند و نمىخواهند كسى از كار خير آنها آگاه شود و اين گونه مردم بندگان صالح ناشناختهاند كه بگمنامى زندگى كنند و بزبانى آنها را ابدال خوانند مترجم ) .