آگاه كه محمد ( ص ) روزى دست مرا گرفت و فرمود : هر كه با اين پنج انگشت با تو بيعت كرده و سپس با دوستى تو مرده وظيفه خود را انجام داده ، و هر كه با دشمنى تو مرده بمرگ جاهلى مرده و به حساب هر چه در مسلمانى كرده برسند .
54 - همان : بسندش تا امير مؤمنان ( ع ) كه به شيعه خود فرمود : در ميان مردم چون زنبور عسل باشيد كه همه پرنده او را خوار شمارند و اگر ميدانستند در درونش چه بركتى است با وى چنان نميكردند ، بياميزيد با مردم به زبان و تن خود و از آنها جدائى كنيد با دل و عمل خود ، هر كسى را آنست كه بدست آورد و روز قيامت با آنست كه دوست دارد .
55 - همان : بسندش تا امير مؤمنان ( ع ) كه ميفرمود : عادى باش و خود را ممتاز و انگشتنما مكن ، خود را نهان دار كه شناخته نشوى و نامت را نبرند ، نهان كن و دم فرو بند تا سالم بمانى ، و به سينه خود اشاره كرد كه شادمانست به نيكان و در خشم است از نابكاران و بعموم مردم اشاره كرد .
56 - حسين بن سعيد : بسندش از زراره كه به امام باقر ( ع ) گفتم : ما به اين مردم حكومتى بر ميخوريم و بر سر پرداخت حقوق اموال ما را تقسيم ميكنند با اينكه زكاتش را داديم ؟ فرمود :
اى زراره اگر از آنها بيم دارى بهر چه خواهند قسم بخور ، گفتم قربانت بطلاق زن و آزاد شدن بنده هم ؟ فرمود : بهر چه خواهند ، تقيه در هر ناچاريست و گرفتارش داند وقتى را كه دچار آنست .
57 - همان : از معمر بن يحيى كه به امام باقر ( ع ) گفتم : با من كالاهاست از مردم و گذر كنيم بر اين گمركچيها و ما را بر سر آنها قسم ميدهند و براشان قسم ميخوريم ؟ فرمود : من دوست داشتم همه اموال مسلمانان را با قسم بگذرانم ، هر چه مؤمن را بترساند بر جانش ضرورت باشد و رواست كه در آن تقيه كند .
( با شماره 59 جابجا شده . ) 58 - همان : از ابى بكر حضرمى كه به امام ششم ( ع ) گفتم : قسم خوريم براى گمركچى و مال خود را بدر بريم ؟ فرمود : آرى و در باره كسى كه از تقيه قسم مىخورد فرمود : اگر بر جان و مالت ترسانى براى حفظ آن قسم بخور ، و اگر دانى كه برايت سودى ندارد قسم نخور .
59 - همان : از سماعه كه اگر كسى از روى تقيه به خدا قسم بخورد زيانش ندارد ، و به طلاق زن و آزاد شدن بنده هم زيانش ندارد اگر وادار شود و از آن چاره ندارد ، و گفت :
چيزى نباشد كه خدا حرام كرده جز كه براى بيچاره حلالش كرده : 60 - فلاح السائل : بسندش تا امام ششم ( ع ) كه فرمود : خدا تبارك و تعالى اين امر
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 264
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٦٤