تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
26 - همان : بسندش تا امام ششم ( ع ) فرمود : خير نيست در آنكه تقيه ندارد و ايمان نيست براى آنكه تقيه ندارد . 27 - همان : بسندش تا امام ششم ( ع ) در قول خدا ( 54 - القصص ) آنانند كه دو برابر مزدشان دهند براى اينكه شكيبا بودند " بر تقيه و بدى را به خوبى جلو گرفتند فرمود : حسنه تقيه است و سيئه فاش كردن . 28 - همان : تا امام ششم ( ع ) كه ميفرمود : فرو خوردن خشم از دشمن در دولتمندى آنها تقيه دورانديشى است براى هر كه عمل كند و دورى از بلا است در دنيا . 29 - بسندش از محاسن تا حبيب بن بشير كه گفت امام ششم به من فرمود : از پدرم شنيدم كه ميفرمود : آنچه در روى زمين است دوست‌تر از تقيه ندارم ، اى حبيب راستش هر كه تقيه دارد خدايش بالا برد ، اى حبيب هر كه تقيه ندارد خدايش پست كند ، اى حبيب همانا مردم در دوران سازشند و اگر آن باشد ( شايد اشاره بظهور دولت حق است ) اين هم باشد ( شايد اشاره باجراء حق باشد ) . 30 - از همان - تا عبد الله بن حبيب از امام كاظم ( ع ) كه در تفسير قول خدا ( گراميتر شما نزد خدا پرهيزكارتر شما است ) فرمود : آنكه در تقيه پايدارتر است . 31 - از همان بسندش تا عبد الله بن ابى يعفور كه امام ششم ( ع ) فرمود : از خدا در باره دين خود بترسيد و با تقيه‌اش در پرده داريد زيرا كه ايمان ندارد هر كه تقيه ندارد . همانا شما در ميان مردم چون زنبور عسل باشيد در ميان همه پرندگان . و اگر پرنده‌ها بدانند آنچه در درون زنبور عسل است بجا ننهند از آن چيزى جز بخورندش . و اگر مردم بدانند آنچه در دل شما است از دوستى ما خاندان شما را با همان زبانشان نابود كنند . و بشما افتراء زنند در نهان و عيان ، رحمت كند خدا هر كه از شما را كه پابند ولايت ما باشد . 32 - از همان بسندش از محمد بن مروان كه امام ششم ( ع ) فرمود : بارها پدرم مىگفت : چيزى چشم پدرت را روشنتر نكند از تقيه ، و در روايت حسن بن محبوب از جميل بر آن افزوده كه تقيه سپر مؤمن است . 33 - از همان بسندش تا امام باقر ( ع ) كه فرمود : تقيه در هر ضرورتى باشد .