خدا عز و جل بموسى و هارون ( ع ) فرمود : ( 43 و 44 - سوره طه ) برويد نزد فرعون كه او سركشى است و به او با نرمى بگوئيد گفتارى را شايد ياد آورد و بترسد " خدا فرمايد بكنيه او را بناميد و به او بگوئيد اى ابو مصعب ، و شيوه رسول خدا ( ص ) بود كه چون قصد سفر به جائى داشت نام جاى ديگر ميبرد و فرمود : ( ص ) پروردگارم به من فرمان داده بمدارا و سازش با مردم چنانچه بانجام واجبات ، و البته كه خدا عز و جل او را به تقيه پرورش داده و فرموده ( 34 سوره فصلت دفاع كن بدان چه نيكوتر است كه كسى كه با او دشمنى دارى چون دوست مهربانى شود . 35 - و بدان بر نخورند مگر كسانى كه شكيبايند و بهره بزرگى دارند " اى سفيان هر كه تقيه در دين خدا به كار بندد به كنگره بلندتر عزت نشسته ، راستى عزت مؤمن در حفظ زبان او است ، و هر كه اختيار زبانش را ندارد پشيمان شود - الخبر .
19 - همان : بسندش تا ابو بصير كه پرسيدم امام صادق ( ع ) را از قول خدا ( 200 - آل عمران ) ايا كسانى كه گرويديد شكيبا باشيد و با هم شكيبا باشيد ، و مرزى دارى كنيد " فرمود :
شكيبا باشيد بر آسيبها و با آنها شكيبا باشيد به تقيه بچسبيد به كسى كه از او پيروى مىكنيد ( و او را حفظ كنيد كه يك جور مرزداريست ) و از خدا بترسيد شايد رستگار شويد .
20 - همان : بسندش تا امير مؤمنان ( ع ) كه ميفرمود : راستى پس از من فتنههاى تيره و تار و شك آوريست كه در آنها پا بر جا نماند جز نؤمه گفته شد : نؤمه چيست اى امير مؤمنان فرمود : كسى كه مردم ندانند در دل او چيست ؟ 21 - محاسن : تا امام ششم ( ع ) فرمود آنكه گويا باشد از طرف ما آنچه نخواهيم رنجش سختتر است از فريبكار .
22 - همان : بسندش تا امام ششم ( ع ) كه فرمود : هر كه چيزى از امر ما را فاش كند چون كسى است كه بعمد ما را كشته نه بخطا .
23 - همان : بسندش تا امام ششم ( ع ) در تفسير قول خدا عز و جل ( 21 - آل عمران ) و ميكشند پيغمبران را بناحق " فرمود : آگاه به خدا كه آنان را با شمشير نكشتند بلكه رازشان را فاش كردند و آنها را كشتند .
24 - همان : بسندش تا امام ششم ( ع ) كه خدا سرزنش كرد مردمى را بفاش كردن و فرمود ( 83 - النساء ) و چون خبرى از امن و بيم به آنها رسد آن را فاش كنند " پس پرهيز كنيد از فاش كردن ( اسرار امام ) .
25 - همان : بسندش تا سليمان بن خالد كه امام ششم به من فرمود : اى سليمان شما كيشى داريد كه هر كه نهانش داشت خدايش عزت دهد و هر كه فاشش كرد خدايش خوارش كند .
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 253
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٥٣