تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
بر تو پاينده نوفلى گفت : امام ششم پاسخش نوشت كه : بنام خداوند بخشنده مهربان خدايت به مهر خود فرا گيرد و بكرم خود مهرت ورزد و برعايت خود نگهت دارد كه او ولى آنست . اما بعد پيك تو نامه‌ات را به من رساند آن را خواندم و هر چه در آن ياد كردى و خواستى دانستم ، و پنداشتم تو بحكمرانى اهواز گرفتار شدى و شادم كرد و ناگوارم شد و به تو گزارش دهم بناگوارى آن و شايد آن ان شاء الله . اما شاديم بحكمرانى تو ، گفتم : بسا خدا بوسيله تو درمانده و ترسانى از دوستان آل محمد را بداد رسد ، و بوسيله تو خوارشان را عزيز كند و برهنه‌اشان را بپوشد و ناتوانشان را نيرو دهد و آتش مخالفان را از آنها خاموش كند و اما ناگواريم از اينست كه مغير به دوستى از ما ناسازى كنى و بوى آستان قدس را نشنوى همه خواستهايت را خلاصه كنم اگر درست به كار بندى و از آن تجاوز نكنى اميدوارم كه سالم مانى ان شاء الله تعالى - اى عبد الله - پدرم به من خبر داد بوسيله پدرانش از رسول خدا ( ص ) كه فرمود : هر كه با برادر مؤمنش مشورت كند و او به پاكى برايش خيرخواهى نكند خدا خردش بربايد . و بدان كه من به تو نظرى دهم كه اگر به كار بندى رها شوى از آنچه نگرانى ، و بدان كه - رهائى و نجاتت در حفظ جان و دفع آزار است از دوستان خدا و نرمش با رعيت و آرامش و خوشرفتارى با نرمى بىناتوانى و شدت بىزور ، و مدارا با حكمران بر تو و آنها كه نزدت فرستد و ببند شكاف زندگى رعيت خود را بآگاه كردنشان بدان چه موافق حق و عدل است ان شاء الله بپرهيز از سخن چينها و خبرچينها مبادا يكيشان به تو بچسبد و خدايت نبيند كه روزى و نه شبى از آنها بيش و كم سخنى شنوى و بر تو خشم كند ، و پرده‌ات به درد ، و از خوزيها اهواز بپرهيز كه پدرم به من خبر داد از قول پدرش تا امير المؤمنين ( ع ) كه فرموده : راستى ايمان در دل يهودى و خوزى هرگز پايدار نماند . و اما كسى كه با او همدم شوى و به دو آسايش كنى و پناه امورت نمائى مرد آزموده بنياد امين است كه همعقيده تو است ، و عوام‌خو را شناسائى كن ، و هر دو گروه را امتحان كن اگر آنجا رشدى ديدى خود دانى با او ، مبادا يكدرهم پول يا يك جامه خلعت يا يك پاكش سوارى به غير رضاى خدا بيك شاعر يا مسخره‌چى و دلقك بدهى جز كه مانندش را به مستحقى در راه خدا بدهى و جائزه و بخشش و خلعت خود را بفرماندهان قشون و پيكها و لشكريان و نامه‌بران و پاسبانان و سرگروهانها بده ، و آنچه مصرف كنى در راه احسان و كاميابى و مردانگى ( و آزاد كردن بنده خوب ) و صدقه و حج و نوشاك و پوشاك نماز يا صله و هديه‌اى كه به راه خدا پيشكش