از آن .
و فرمود ( ع ) : ابزار رياست پردلى است ، و فرمود ( ع ) : هر كه شاه شد خود كامه مىشود و فرمود ( ع ) : هر كه بمقامى رسيد دست دراز مىشود ، و فرمود ( ع ) : با روش عدالت رقيب سركوب مىشود ، و در تفسير :
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ
فرمود : عدل انصاف است و احسان بخشش ، و فرمود ( ع ) سلطان پاسدار خداست در روى زمين و فرمود ( ع ) : راى درست دولتمردان با آمدن دولت آيد و با رفتن آن رود 72 - نهج البلاغه : پرسش شد ( ع ) عدل برتر است يا جود ؟ فرمود : عدل همه چيز را بجاى خود وادارد وجود آنها را از آن بدر آرد ، عدل يك سياست عمومى است وجود يك بر خورد خصوصى پس عدل اشرف و برتر آن دوتاست ، و فرمود ( ع ) : كه منصب كارگزارى نهان مردان را عيان كند .
و از سخن آن حضرت است در باره خوارج چون كلامشان را شنيد كه لا حكم الا الله اين كلام درستى است ولى از آن اراده باطل شده آرى حكم جز براى خدا نباشد ولى اينان ميگويند : فرمانگزار جز براى خدا نباشد با اينكه مردم را اميرى بايد خوب يابد كه مؤمن در سايه آن به كار پردازد و كافر بهرهمند شود ، و خدا در آن عمر هر كس را بسر رساند ، و ماليات جمع آورى شود و با دشمن نبرد شود و راهها بدان امن گردند و حق ناتوان از توانا گرفته شود تا خوبان در آن بياسايند از شر بدكاران ، و در روايت ديگر است كه چون سخن آنها را شنيد فرمود ( ع ) من در انتظار حكم خدايم در باره شما و فرمود : اما فرمانگزارى خوب پرهيزكار در آن كار كند و اما فرمانگزارى بد بدبخت در آن بهرهگيرد تا مدتش بسر آيد و مرگش برسد .
و از سخن او است كه چون برابر حقوق را پرداخت و از او گله كردند فرمود : مرا وامىداريد كه با ناحق يارى از زير فرمانان خود بدست آرم ، نه به خدا تا داستان سراى شبانه داستان گويد و تا اخترى بسوى اخترى گرايد اين كار نكنم ، و اگر مال خودم بود به همه برابر دادم و چگونه كنم با اينكه مال خداست آگاه كه دادن مال بى جا تبذير است و اسراف و آن در دنيا صاحبش را بالا برد و در آخرت فرو كشد ، مردمش گرامى دارند و خدايش خوار كند ، و كسى مال بى جا ندهد و بنااهل جز كه خدا او را از قدردانيشان محروم سازد و ديگرى را دوست دارند ، و اگر روزى زمين خورد و بيكى از آنها نيازمند شود بدتر همتا و پستتر دوست او باشد .