تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
مىشود . 48 - همان بسندش تا امام پنجم ( ع ) فرمود : پادشاهى از بنى اسرائيل گفت : شهرى بسازم كه كسى عيبى در آن نگيرد ، چون از ساختنش فارغ شد همه گفتند : مانندش را نديدند هرگز مردى گفت : اگر امانم دهى عيبش را بگويم گفت : در امانى گفت : دو عيب دارد يكى اينكه در مرگ تو نشيند و دوم اينكه پس از تو ويران شود پادشاه گفت : كدام عيب از اين بدتر و پرسيد پس چه كنم ؟ بساز آنچه بماند و نابود نشود و تا هميشه جوان باش و پادشاه آن را بدخترش گفت و او گفت : كسى جز اين مرد به تو راست نگفته . 49 - تحف العقول : يكى از امام صادق ( ع ) پرسيد راههاى زندگى مردمان در كسب و داد و ستد و هزينه‌ها چيست ؟ فرمود : همه راههاى زندگى از داد و ستد و آنچه راه در آمد است چهار گونه معامله است ، به آن حضرت گفت : همه اين معامله‌ها از هر جنس باشند حلالند يا همه حرام يا برخى حلال و برخى حرام ؟ فرمود : در همه چهار جنس از راهى حلال است و از هر راهى حرام و اين چهار جنس نام دارند و جهات آنها شناخته است . ( ) 1 - ولايت بر يك ديگر و سرپرستى در همه طبقات واليان تا برسد به پائينتر مقام سرپرستى بر زير دستان . ( ) 2 - تجارت در هر گونه فروش و خريد با هم . ( ) 3 - همه گونه صنعت و پيشه . ( ) 4 - هر گونه اجاره در هر نيازمندى ، و همه اين اصناف حلال باشند از راهى و حرام از راهى ، فرض است از خدا بر بنده‌ها در اين معاملات كه از راه حلالش وارد شوند و از حرامش دورى كنند . شرح معنى ولايات كه دو جهت دارند ، يك راه ولايت و حكم‌گزارى واليان عادل است كه خدا بولايتشان فرمان داده و آنان را حكمران بر مردم كرده و حكمرانان از طرف آنها تا برسد به پائين‌تر درجه سرپرستى بر زيردستان و راه ديگر از ولايت و حكمرانى ولايت ناحق است و حكمرانان از طرف آنها تا برسد به كمترين والى بر زيردستان وجه حلال از ولايت همان ولايت والى و حكمران به حق و عادل است كه خدا بوالى عادل فرمان داده بىافزودن بدان چه خدا فرموده و بىكاستى و ديگر گونه كردن قول او و تجاوز از امر او بگونه ديگر ، و چون حكمران عادل باشد در اين راه قبول منصب از او و همكارى با او و يارى او در حكمرانيش و تقويت او حلال است و حلال شده و كسب با آنها حلال است براى آنكه