ما روى آورد ، و بدانها خدا مؤمن را از هراس آسوده دارد در خانه ستمكاران ، آنان به راستى مؤمن باشند و ايمنان خدا روى زمين ، آنانند نور خدا در رعيت خود روز قيامت و بدرخشد نورشان براى سما و اتيان چنان ستارههاى درى براى اهل زمين و روز قيامت از نورشان روشن گردد ، به خدا براى بهشت آفريده شدند و بهشت هم براى آنها ، گوارا باد براشان ، مانعى نيست براى هر كدام شما كه اگر خواهد به همه اين امور برسد - راوى گفت - گفتم : بچه وضعى خدايم قربانت كند ؟ فرمود : بهمراه آن ستمكاران باشى و ما را شاد كنى بشادكردن مؤمنان شيعه ما تو از آنها باش اى محمد .
59 - روضه الواعظين : از امير مؤمنان پرسيده شد كدام برتر است ، عدالت يا جود ؟
عدالت هر چه بجاى خود نهد وجود آن را از جهت خود بدر آورد ، عدالت سياست عمومى است وجود در مورد خصوصى است پس عدالت اشرف و برتر اين دو است .
حذر كن از زورگوئى و حق برى زيرا زورگوئى بآوارگى كشد و حق برى به شمشير كشى رسد ، رسول خدا ( ص ) فرمود : بپرهيزيد از ستم كردن كه دل شما را ويران كند ، و فرمود :
دوستترين و نزديكترين مردم روز قيامت به خدا امام عادل است و مبغوضتر مردم نزد خدا و سختتر در عذاب امام جائر ، و فرمود ( ص ) : هر كه صبح كند و قصد ستم به كسى ندارد هر جرمى كرده آمرزيده شود .
60 - ارشاد القلوب : از تاريخ مظفرى كه چون در سال 144 منصور به حج رفت در دار الندوه منزل كرد و شبها بطواف مىرفت و كسى نمىفهميد و سپيده دم با مردم نماز ميخواند و در موكبش بمنزلش ميرفت ، در اين ميان كه شبى در طواف بود شنيد يكى ميگويد :
بار خدايا ما به تو شكايت داريم از ظهور ستم و تباهى در روى زمين و از آنچه حق را از اهلش جدا كرده كه ستم است گفت : منصور خوب به او گوش داد و سپس او را خواست و به او گفت چه بود كه از تو شنيدم ؟ پاسخ داد اگرم بر جان امان دهى كارها را از ريشه به تو خبر دهم ، گفتش جانت در امانست گفت توئى كه طمع تو را در گرفته تا از حق تو را جدا كرده و ستم و تباهى زمين را فرا گرفته زيرا خدا سبحانه و تعالى تو را سركار امور مسلمين ساخته و تو از آنها غافلى و جلو خود و آنها پرده و دژ گچ و آجر و درهاى آهنى ساختى و دربانانى سلاح بدست گماشتى ، و وزيرانى ستمكار و يارانى بزهكار گرفتى ، اگر نيكى كنى به تو يارى ندهند و اگر بدى كنى جلوت را نگيرند ، و به آنها قدرت دادى بستم بر مردم و فرمان نداديشان بكمك ستمديده و گرسنه و لخت ، و شريكت شدند در سلطنت ، و كارمندان با پيشكشها با آنها سازش كردند از ترسشان و گفتند : اينان به خدا خيانت كردند
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 219
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢١٩