شاعر يا پاسبان يا كدخدا يا طنبورزن باشى يا طبال شوى زيرا پيغمبر خدا ( ص ) شبى بيرون شد و نگاهى به آسمان كرد و گفت : اين ساعتى است كه رد نشود در آن دعائى جز دعاء شاعر يا پاسبان يا طنبورزن يا طبال .
32 - همان : بسندش تا رسول خدا ( ص ) فرمود : راستش چون خدا عز و جل بهشت را آفريد از يك خشت طلا و يك خشت نقره آفريد با ديوارهاى ياقوت و سقف زبرجد و ريگها از در و خاك زعفران و مشك و به او فرمود : سخن بگو گفت :
لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ
خوشبخت است آنكه در من درآيد خدا عز و جل فرمود : بعزت و عظمت و جلال والائيم قسم به او در نيايد دائم الخمر و نه مست و نه سخنچين و نه ديوث كه قلطبان باشد و نه پاسبان و نه خنثى و نه كفن دزد نه گمركچى و نه قاطع رحم و نه جبرى .
33 - همان : بسندش تا رسول خدا ( ص ) ( نزديك بمضمون گفته خدا را در ممنوعين بهشت آورده جز كه عاق و سياه شديد را بر آن افزوده ) .
34 - امالى صدوق : بسندش تا نوف بكالى كه امير المؤمنين ( ع ) فرمود : اى نوف سفارش مرا بپذير و سرپرست و كدخدا و گمركچى و چاپارچى مشو .
35 - همان : در مناهى پيغمبر است كه آگاه هر كس كدخداى مردمى شد خدا عز و جل او را براى هر روزى هزار سال در لبه دوزخ وادارد و روز قيامت محشور شود و دستش به گردنش بسته باشد و اگر ميان آن مردم بامر خدا قيام كرده خدايش آزاد كند و اگر ستم كرده به آتش دوزخ افكنده شود و چه بد سرانجامى است .
36 - همان : از امام صادق ( ع ) كه حكيمى هفتصد فرسخ دنبال حكيمى رفت براى هفت كلمه يكى آنكه پرسيدش چه پهناورتر است از زمين ؟ گفت : عدالت پهناورتر است از زمين .
37 - خصال : بسندش از هشام بن معاذ كه امام باقر نزد عمر بن عبد العزيز آمد و او را پند داد و در آن به او گفت : اى عمر درها را باز كن و پرده را آسان گير و ستمديده را يارى كن ، و مظلمهها را برگردان .
گويم : در ابواب مواعظ اخبارى در اين زمينه آورديم چون نامههاى امير مؤمنان ( ع ) بمحمد بن ابى بكر و مالك اشتر و ديگران .
38 - علل : در خبر حضرت فاطمه ( ع ) است كه خدا عدالت را فرض كرده تا چسب دلها باشد .
39 - قرب الاسناد : بسندى تا اينكه رسول خدا ( ص ) فرمود : سه تا مادر پشتشكنها