تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
كه محقق نيست ، و فقهاء گفتند : اگر كسى اجازه دهد او را قذف كنند حد قذف از مرتكبش ساقط نگردد ، و آنچه از پيغمبر ( ص ) روايت است كه فرمود : هر كدام از شما درمانده است كه چون ابى ضمضم باشد كه چون از خانه‌اش بيرون مىآمد ميگفت : بار خدايا من آبرويم را صدقه كردم بر مردم معنايش اينست كه در قيامت از آنها مطالبه نكنم نه اينكه با اين اعلام غيبتش مباح است ، و در كفاره آن نيت واجب است چون ديگر كفارات و خدا توفيق بخش است پايان كلام او . 5 - كافى : بسندش از امام ششم ( ع ) كه هر بهتان زند بمرد يا زن با ايمانى بدان چه در او نيست خدايش در طينه خبال زنده دارد تا از آنچه گفته بدر آيد - راوى گويد گفتم : طينت خبال چيست ؟ فرمود : چركى كه از فروج زنان زناكار بدر آيد . بيان : در نهايه گفته : در حديث است كه هر كه مىنوشد خدا در روز قيامت از طينت خبالش نوشاند و در حديث تفسير شده به شيره اهل دوزخ و خبال بمعنى فساد است در كردار يا تنها يا خرد ؟ و جوهرى گفته : خبال نيز فساد است و آنچه در حديث است كه هر كه پى گيرد مؤمن را به آنچه در او نيست خدايش در ردغه خبال وادارد تا راه خروجى از آن جويد تفسير شده به چرك دوزخيان و ردغه بمعنى گل است ، تا از آنچه گفته برآيد ، شايد دوام و خلود است زيرا نميتواند آن را اثبات كند چون حقيقت ندارد ، و شايد مقصود بدر شدن از چرك گناه است به پاك كردن آتش . . . 6 - كافى : بسندش از امام كاظم ( ع ) فرمود : هر كه پشت سر كسى چيزى گويد كه مردم آن را ميدانند غيبت او نيست ، و اگر چيزى گويد كه مردمش نميدانند غيبت او است و اگر چيزى است كه در او نيست به او بهتان زده . بيان : مردم آن را ميدانند و بدان مشهور است و اگر شنونده هم آن را بداند بىشك غيبت نباشد و اگر نداند و او هم باكى ندارد از گفتنش باز همچنين است ولى اگر بدش آيد مورد اشكالى است كه گذشت و جواز اقوى و ترك احوط است ولى اگر توبه كرده و اثر پشيمانى دارد ظاهرا جواز ندارد و گرچه بدان شهرت دارد و حد هم خورده باشد . و باز دلالت دارد بر جواز ذكر القاب مشهوره او چون اعمى و يك چشم . . . پشت سر كسى " دلالت دارد كه اگر در برابرش گويد آنچه بدش آيد غيبت نيست ولى حرام است چون آزار مؤمن روا نيست و بدتر از غيبت است . . . 7 - كافى : بسندش از امام ششم كه ميفرمود : غيبت اينكه در باره برادرت گويى آنچه را خدا بر او پوشيده و اما آنچه در او عيانست چون تندى و شتاب غيبت نباشد و بهتان