تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
كه با كسى برادرى كند و لغزشهاى او را حفظ كند تا روزى او را بدانها سرزنش كند . بيان : ( پس از شرح لفظ گويد ) گويا مقصود دورى تا كمتر از اندازه كفر است و مخالف مضمون شماره 20 گذشته نيست .

باب شصت و ششم در باره غيبت

قرآن مجيد

1 - النساء ( آيه 148 ) دوست ندارد خدا بلند گفتن بد را مگر از كسى كه ستم شده و خدا شنوا و پردانا است . 2 - اسرى ( 37 ) دنبال مرو آنچه را ندانى زيرا گوش و چشم و دل همه مسئوليت آرند . 3 - الحجرات ( 12 ) ايا كسانى كه گرويديد دورى كنيد از بسيار گمانها زيرا برخى گمانها گناه است و وارسى نكنيد و غيبت همدگر نكنيد دوست دارد كسى از شما كه گوشت مردار برادرش را بخورد بد داريد آن را از خدا بترسيد راستى خدا پرتو به پذير و مهربان است . 4 - القلم ( آيه 10 ) فرمان مبر از هر پر سوگند خوارى كه پرگوشه‌زن و پردونده است بسخن چينى .

اخبار باب

: 1 - كافى : بسندش تا رسول خدا ( ص ) فرمود : غيبت زودتر دين را برد از مرض اكله در شكم آدمى ، و فرمود : ( ص ) نشستن در مسجد بانتظار نماز عبادت است تا حدثى از او سر نزند گفته شد : يا رسول الله حدث چيست ؟ فرمود غيبت كردن . بيان : اكله چون فرحه درديست در عضو بدن كه آن را مىخورد ( خوره يا كانگاريا ) و بسا كه تفسير شده به يك لقمه يعنى مانند يك لقمه كه فرو دهند دين را نابود كند و اين معنى مناسبت‌تر است با آيه غيبت و آن بدگوئى پشت سر كسى است كه آبرومند است كه اگر بشنود غمناك شود و اگر دروغ باشد آن را بهتان گويند . گويم غيبت در زبان شرع نام بردن شخصى است شناخته ببدى كه اگر بشنود بدش آيد با اينكه آن را دارد و كمبود هم به حساب آيد و قصد مذمت هم در گوينده هست به گفتن باشد يا اشاره يا كنايه بگوشه زدن باشد يا تصريح و اگر ذكر شخص نامعلوم و مبهم باشد غيبت حرام نباشد به شرط اينكه غير محصور باشد مانند يكى از اهل شهر و شيخ بهائى قده
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 137 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى