و بدان كه راستى با اندك هم ميتوان خدا خواه بود نه با دشوارى چنانى كه خدا از خلقش آسانى خواسته و دشوارى نخواسته و همين طور سادگى براى تو بهتر است از بزرگمنشى زيرا كه آن مشقت و هزينه دارد اما سادگى و فروتنى نه مشقت دارد و نه هزينه چون همآهنگى با آفرينش است و در آن بود دارند و لا قوه الا بالله .
برويم بر سر حقوق پيشوايان ، حق پيشرو حاكم بر تو اينست كه بدانى تو آزمونى براى او و او بوجود تو گرفتار است كه خدايش بر تو حكمروا كرده و بايد خيرانديش او باشى و با او در نيفتى كه بر تو دستى گشاده دارد و سبب هلاك خود و هلاك او گردى و سعى كن او را از خود خشنود كنى تا آنجا كه دست از تو بدارد و بدينت زيان نكند و در اين باره از خدا بر او يارى جوئى به او گزند مرسان و لجبازى مكن كه اگر چنين كنى حق او را و خود را ادا نكردى و خود را در معرض بدخواهى او درآوردى و او را در باره خود دچار مهلكه كردى و تو ياور و شريك او باشى در هر چه با تو كند و لا قوه الا بالله .
و اما حق استاد آموزش بر تو اينست كه بزرگش دارى و مجلسش را محترم شمارى و خوب به او گوش كنى و به او رو كنى و ياريش كنى براى خودت در آن دانشى كه بدان نياز دارى به اينكه عقل و فهم و هوشت را به او بسپارى و چشم به او بدوزى به ترك هر لذت و در خورد از هر شهوت و بدانى كه پيامبر او هستى در آنچه به تو ياد دهد بديگر شاگردان نادان و بايد آن را خوب به آنها برسانى و به او در اداى پيغام خيانت نكنى و اگر از تو خواست بجاى او كار كنى و لا حول و لا قوه الا بالله .
و حق كسى كه بر تو تسلط دارد بمانند حكمران بر تو است جز اينكه بر تو تسلطش بيشتر است و بايد در هر كم و بيش از او فرمانبرى مگر بخواهد تو را از حق واجب خدا بدر برد كه آن مانع حق خلق است و چون حق خدا را پرداختى به حق او برگردى و بدان در كار شوى و لا قوه الا بالله .
و از آن پس حقوق زيردستانست ، حق زيردستان تو كه حكمرانى اينست كه بدانى آنها را بتوانائى بيشتر خود زيردست آوردى و آنان از ناتوانى و ذلت زيردست شدند پس چه شايانست بر آنكه ضعف و زبونيش او را زيردست تو كرده و تو را حكمرواى او ساخته و نه عزت و قوتى دارد كه از حكم تو سرباز زند و نه ياورى در رد كردار سنگين تو با خودش جويد مگر رحمت و نگهدارى و آرامش از خداوند و چه شايستهتر برايت كه فهميدى خداوند اين عزت و قوت را به تو داده كه زوردار شدى از اينكه شكرگزار خدا باشى كه مايه مزيد عطاى او است و لا قوه الا بالله .
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 9
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٩