تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 12

مساهمون:

ص١٢
احسان‌كننده به تو و اگر در خانه‌ات بدان شكى دارى بر امر خدا شك مكن و بدان كه او نعمت خدا است بر تو به نعمت خدا خوشبين باش به حمد بر آن در هر حال و لا قوه الا بالله . حق پيشنمازت اينست كه بدانى نماينده تو است بدرگاه خدا و ورود در آن و از تو سخن گفته و تو از او سخن نگفتى و به تو دعا كرده و تو به او دعا نكردى و براى تو درخواست كرده و تو برايش درخواست نكردى و هراس ايستادن پيش خدا و درخواست از او را برايت كفايت كرده و تو كفايت آن را نكردى و اگر در اين باره تقصيريست به عهده او است نه تو و اگر گنهكار باشد شريكش نباشى در آن و تو را برترى بر او نباشد خود را حافظ تو نموده و نمازش را حافظ نمازت كرده و از و براى اين تشكر كن و لا حول و لا قوه الا بالله . و حق همنشين تو اينست كه در پهلويش بگيرى و خوش برخوردش باشى و در سخنت با او رعايت انصاف كنى يكباره از او چشم بر مگير و در سخن فهم او را رعايت كن و اگر تو پيش نشستى در برخاستن مختارى و اگر او پيش تو نشسته از جا برنخيز جز با اجازه او و لا قوه الا بالله . حق همسايه حفظ او است چون غايب باشد و احترامش چون حاضر و يارى و كمكش در هر دو حال غيبتش را باز مجو و كاوش مكن كه بدى درونش را بدانى و اگر بناخواسته فهميدى چنان دژ و پرده بر آن باش كه اگر نيزه‌ها از درون تو آن را بكاوند بدان نرسند كه بر آن پيچيده باشد ، ندانسته او گوش‌گير او نباش در سختى رهاش نكن و در نعمت به او حسد مورز از لغزشش درگذر و خطايش را ببخش و چون بر تو نادانى كند تا توانى بردبار باش از اين بدر مباش كه با او بسازى و دشنام را از او بگردانى و مگر نصيحت‌گو را در باره او بيهوده سازى و معاشرت محترمانه با او بكنى لا حول و لا قوه الا بالله . حق يار اينست كه تا توانى با او به بخشش همكار باشى و گر نه به انصاف با او رفتار كنى و گراميش دارى بگونه‌اى كه گراميت ميدارد و حافظش باشى چنانى كه حفظت مىكند و در پذيرائى بر تو پيشدستى نكند و اگر كرد عوضش بدهى و آنجا كه شايسته مهر است كوتاهى نكنى و بر خود لازم دانى خيرخواهى و نگهدارى و كمك به او را در طاعت پروردگارش و بر خودش در جلوگيرى از گرايش بمخالفت پروردگارش و بر او رحمت باشى نه عذاب و لا قوه الا بالله . حق شريك آنست كه اگر غايب شود كارش را بكنى و اگر حاضر است همكارش باشى تصميم نگيرى در برابر او و براى خود بىنظر او كار نكنى مالش را حفظ كنى و در آن خيانت نكنى از بيش و كم چه كه بما رسيده دست خدا بر سر شريكها است تا بهم خيانت نكنند و لا قوه الا بالله . حق مال اينكه جز از حلالش برنگيرى و جز در حلالش خرج نكنى و از محلى كه بايد بديگر جاى نبرى و از آنجا كه سزد آن را نگردانى و اگر از خداست جز به راه خدايش ننهى و