76 - كافى : بسندش از جميل بن دراج كه از امام ششم ( ع ) ( آيه 1 : النساء ) را كه " بترسيد از خدائى كه از او بازپرسى شويد و از ارحام " پرسيدم در پاسخ فرمود : مقصود ارحام مردمست كه خدا امر كرده بصله آنها و آنها را بزرگ شمرده نبينى كه آنها را از خود دانسته .
بيان : يعنى مقصود از ارحام در اين آيه همان مردمند نه رحم آل محمد كه در بيشتر آيات امر بصله آن شده و امر كرده بترس از آنها تا صله شوند و بزرگ شمرده آنها را كه قرين خود ساخته ، و يا اينكه امضاء كرده است بزرگى آن را كه شيوه مردم است كه در سوگند خدا را با رحم قرين كنند و گويند : تو را به خدا و رحم سوگند .
77 - كافى : بسندش تا امام ششم ( ع ) كه فرمود : گوينده يكم اعضاء تن در قيامت رحم است كه گويد : پروردگارا صله كن هر كه مرا صله كرده است در دنيا و خود را به دو پيوند بده و هر كه مرا در دنيا قطع كرده خود را از او ببر .
بيان : گوينده يكم است زيرا همه مردم از آن فراهم شدند ، و گويا خداى تعالى آفريند آفريدهاى كه بجاى او حق او را خواستار شود . . .
78 - كافى : بسندش تا امام ششم ( ع ) كه فرمود : صله رحم كن گر چه با شربتى آب ، و بهترين صله رحم اينكه آزار از او بگردانى ، و صله رحم سبب تاخير مرگ است و دوستى خانواده توضيح . . . مايه دوستى است چون كه انسان بنده احسانت .
79 - كافى : بسندش تا امام باقر ( ع ) كه رحم بعرش آويزانست در روز قيامت ميگويد :
بارخدايا صله كن با هر كه مرا صله كرده و ببر از هر كه مرا بريده .
80 - كافى تا امام باقر ( ع ) كه ابو ذر رضى الله عنه گفته : از رسول خدا ( ص ) شنيدم ميفرمود : در دو گوشه صراط در روز قيامت رحم است و امانت و چون وصول رحم و امانتپرداز برسند بگذرد ببهشت ، و چون خائن بامانت و قاطع رحم برسند با ارتكاب آن دو هيچ كردارى سودش ندارد و صراطش وارو كند در دوزخ .
بيان . . . تشبيه اين دو خصلت به دو گوشه براى اينست كه مانعند كه از صراط بدوزخ افتند چنانچه كسى كه در راه تنگى رود در كنار گودالى دو گوشه راه مانع باشند از افتادن در آن گودال . . . و نهايه در حديث صراط ( يتكفأ به ) را بوارونه كردن تفسير كرده ، و دور نيست كه رحم در حديث شامل رحم آل محمد باشد و امانت شامل اقرار بامامتشان چنانچه اخبار در باره هر دو گذشته .
81 - كافى : بسندش تا امام باقر ( ع ) كه صله ارحام اعمال را پاك كند و بلا را دفع كند و اموال را افزايد ، و عمر را دراز كند ، و روزى را فراوان سازد ، و دوستى در خاندان اندازد
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 75
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٧٥