شايان رحمت باشند ، تا آنجا كه اگر در دل گيرد از يكشان كمك خود را باز گيرد بسا باندازهاى كه از او دريغ كرده از مالش كم كند ، و اينست معنى اينكه : مژات مال است .
دوم : اينكه از اخلاق پسنديده است كه مردم را جلب كند ، و آنكه صله رحم كند مورد مرحمت گردد ، و به او مدد و كمك رسانند " دفع بلا " هر محنت و بد آمد و آسيب بلا است " و آسانى حساب " در مال يا در اعمال هم " پس انداختن مرگ " .
در نهايه گفته : هر كه دوست دارد پس افتد مرگش بايد صله رحم كند در حديث است ، و در عمر و دين هر دو باشد و از آنها بايست حديث ديگر : صله رحم مثراة مال است و منسأه اثر . . .
نووى گفته : براى اينكه به او بركت دهد بتوفيق در طاعات و صرف اوقاتش در خيرات و بسط رزق هم بركت آنست و بقولى فراخى است ، و بقولى در نظر فرشتههاى لوح محفوظ نمايد كه عمرش شصت است و اگر صله رحم كند صد باشد ، با اينكه خدا آينده را ميداند ، و بقولى مقصود از درازى عمر ياد خيريست كه پس از مرگش كنند و گويا نمرده است ، عياض گفته : اثر بمعنى مرگ است ، اين نام را به او دادند چون بدنبال زندگى است ، و مقصود از پس افتادنش ياد بخير پس از آنست كه گويا نمرده ، و گر نه عمر بيش و كم نشود .
يكيشان گفته ميتوان بر ظاهرش تفسير كرد زيرا عمر هم بيش و كم شود ، چه بسا در ام الكتاب باشد كه او اگر صله رحم كند عمرش چنانست و اگر نكند چنان .
مازرى گفته : و بقولى فزودن در عمر بركت آنست بتوفيق در طاعت كردن و صرف وقت در آنچه سود آخرتست ، و توجيه به ياد خير پس از مرگ ضعيف است .
طيبى گفته : توجيه بدان روشنتر است زيرا اثر هر چيز نشانه وجود او است و ذكر بخير هم نشانه وجود مرده است خدا فرمود ( 12 : يس ) و بنويسيم آنچه پيش داشتند و آثارشان را و از اين معنى است قول خليل ( ع ) ( 84 : الشعراء ) و بنه برايم زبانى راستين در آيندگان .
و يكى از شارحان نهج گفته : نساء بمعنى تاخير است و آن از دو راه شود يكم : صله رحم مايه مهربانى ارحام گردد و سبب يارى دادن و كمك آنان بصله كن بر آنها شود ، و از آزار دشمن دور تر گردد و اين خود مايه درازى عمر باشد .
دوم اينكه صله خويشاوندان توجهانگيز است به بقاء كسى كه به آنها صله كند ، و كمك او به دعاء آنان ، و بسا كه دعاءشان براى او ، و توجه آنان به بقاى او از شرائط بقا و پس افتادن مرگ باشد پايان .
و من گويم : نيازى بدين سختگرائى نيست ، دور نباشد كه برخى اعمال اثر كنند در
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 72
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٧٢