تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
هم به حكم عموم اين حديث صحيح نيست ولى مانند حج استحبابى يا زيارت قبر پيغمبر و امام مشهور صحت آنست و به آن ملحق است زيارت برادر دينى و تحيت از طرف شخص زنده در انجام آن و پرداخت زكات مال يا فطره روزه يا كفاره‌هاى مالى چون كفاره روزه براى عاجز از آن و موارد بسيارى مورد بحث است و اگر واجب غير عبادى باشد چون تطهير جامه براى نماز كه صحت آن مورد اشكال نشده و اما مانند پرداخت دين و يا ديه و مانند آن ظاهر فقهاء اينست كه صحيح است ولى اگر مديون منع كند مانع صحت است يا نه ؟ 2 - بعنوان اهداء ثواب كه كسى عمل خيرى براى خود مىكند و ثواب آن را به ديگرى گر چه زنده است اهداء مىكند و گر چه بر او واجب عينى باشد ظاهر حديث منع از آنست بزنده و گر چه پدر و مادر باشند بلكه ظاهر حديث همان اهداء ثواب است كه " يجعل اعماله الخ " يعنى عملش سه بخش مىكند و اين با نيابت موافق نيست بلكه با ثواب عمل موافق است و عموم حديث شامل عمل مستحب مىشود و آن خلاف مشهور است از مترجم ) . 40 - از خصال : بسندش تا امام رضا ( ع ) فرمود : راستش خدا عز و جل به سه چيز همراه سه ديگر فرمان داده : امر كرده به نماز و زكات پس هر كه نماز كند و زكات ندهد نمازش پذيرفته نشود ، و امر كرده بشكر خودش بهمراه شكر والدين ( در سوره لقمان آيه 14 ) پس هر كه شكر والدين نكند شكر خدا نكرده و امر كرده بتقوى خدا و صله رحم . در ( آيه 1 - سوره النساء ) و هر كه صله رحم نكند تقواى خدا عز و جل را ندارد . ( مقصود از اينكه اين سه دو به دو همراهند همراه زمانى نيست زيرا انجام نماز و پرداخت زكات در يك زمان انجام نشوند و هر كدام وقت مخصوص به خود دارند و ظاهرش اقتران شرطى است يعنى صحت هر كدام مشروط باتيان ديگريست كه در ذيل حديث توضيح داده و لازمش بطلان آن به تنهائى است ولى گويا حمل باشتراط در قبول شده نه در صحت و عدم قبول اعم است از عدم صحت و بسا عملى كه صحيح است و مسقط تكليف است ولى در پيشگاه خدا قبول نيست و ثواب خود را ندارد و تنها عقاب ترك آن ساقط شود مترجم ) . 41 - از عيون : بسندش تا بزنطى گفت : شنيدم امام رضا ( ع ) ميفرمود : مردى از بنى اسرائيل خويشاوند خود را كشت و آنگاه آن كشته را بر سر راه بهترين سبط از اسباط بنى اسرائيل انداخت سپس آمد بخونخواهى از آنان و آمدند و بموسى ( ع ) گفتند سبط آل فلان فلانى را كشتند بما بگو چه كسى او را كشته ؟ آن حضرت فرمود : يك ماده گاوى برايم بياوريد ( 67 : البقره و دنباله‌اش ) " گفتند : ما را بمسخره گرفتى فرمود پناه به خدا كه از نادانان باشم " و اگر هر ماده گاوى خواسته بودند آورده بودند كفايتشان ميكرد ولى سخت گرفتند و خدا هم
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 43 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى