تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
بر آنها سخت گرفت . " گفتند از پروردگارت بخواه براى ما روشن كند آن چيست ؟ گفت راستش خدا گويد آن ماده گاويست نه پر پير و نه نوجوان و بكر " يعنى نه خردسال و نه سالمند " ميان اين دو سن " و اگر باز هم خواسته بودند يك ماده گاو ميان سال آورده بودند كفايتشان ميكرد ولى سخت گرفتند و خدا بر آنها سخت گرفت " گفتند پروردگارت را بخوان تا روشن كند براى ما چه رنگى دارد ؟ گفت راستش ميفرمايد آن ماده گاو زرد چشمگيريست بيننده‌ها را شادمان مىكند و اگر خواسته بود يك ماده گاو چنين آورده بودند كفايتشان ميكرد ولى سخت گرفتند و خدا هم بر آنها سخت گرفت " گفتند پروردگارت را بخوان براى ما روشن كند كه چه باشد ؟ راستش آن براى ما مورد اشتباه است و البته اگر خدا خواهد ما بدان رهياب خواهيم بود ، گفت كه خدا فرمايد آن ماده گاويست كه رام نيست تا زمين را شخم زند و نه آب بكشد براى كشت و كار دست‌آموز است و هيچ خالى بر آن نيست گفتند اكنون نشانه درستى آوردى " و آن را جستند و نزد جوانى از بنى اسرائيل بود و گفت : آن را نفروشم جز به پر پوستش از طلا و آمدند نزد موسى ( ع ) و گزارش دادند و فرمود : او حق دارد از او بخريدش و آن را خريدند و آوردند و فرمود سرش را بريدند و آنگاه فرمود : دمش را بدان مرده زنند و چون اين كار كردند كشته زنده شد و گفت : يا رسول الله ، پسر عمويم مرا كشته نه آنكه او را متهم بكشتن من كردند ( و بدان قاتلش دوا ساختند ) و يكى از اصحاب موسى ( ع ) بوى گفت : اين ماده گاو را داستانيست فرمود : چه باشد ؟ گفت : جوانى از بنى اسرائيل خوشرفتار بود با پدرش و او گاو پا در سه سالى خريد و آمد نزد پدرش ( براى پرداخت بها ) و ديد كليدها زير سر او است ( و در خواب است ) و دلش نيامد او را بيدار كند و چون پدرش بيدار شد به او گزارش داد و گفت زهى ، اين ماده گاو را بگير عوض آنكه از دستت رفته ، فرمود : رسول خدا موسى گفت : بنگريد كه خوشرفتارى اهلش را تا كجا رساند . ( سبط نواده پسرى و دخترى و چون حضرت يعقوب 12 پسر بجا نهاد و هر كدام خاندانى شدند آنها را اسباط بنى اسرائيل ناميدند و هر خانواده افراد خود را با شماره دفترى تا صدها سال مشخص ميداشت و احكام بسيارى در تورات بدان تكيه دارد و در گذشت زمان بنى اسرائيل در بسيارى بلاد منتشر شدند و بارها دچار قتل عام شدند و افرادى از آنها هم مسلمان شدند و در جامعه اسلامى مستحيل شدند و آيا اكنون هم حساب اسباط محفوظ مانده با اين پراكندگى در سراسر جهان يا نه ؟ نياز بتحقيق دارد ، و اين حديث نياز به شرحى مبسوط دارد كه در اينجا مجال و محل آن نيست .