تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣
فزونى حق مادر روشن است براى مشقت بيشتر و رنج فزونش براى فرزند و آيات سوره لقمان نيز بدان اشاره دارد چنانچه دانستى . عامه در اين باره اختلاف دارند و از قول مالك شهرت دارد كه مادر و پدر در اين حكم برابرند و بقولى برترى مادر مورد اتفاق است و بروايتى از مسلم مادر دو برابر پدر حق دارد و بروايت ديگر سه برابر و شهيد كه خدا گورش را معطر سازد پس از ذكر مضمون دو روايت چند قول در اينجا نقل كرده ( و اعتراض چندى با جواب بيان شده كه علمى و ادبى است و ترجمه آن براى عموم سودمند نيست و از آن صرف نظر شد مترجم ) . 10 - كافى : بسندش تا امام ششم ( ع ) كه مردى نزد رسول خدا ( ص ) آمد و گفت : يا رسول الله من مشتاق جهاد و توانا هستم آن حضرت فرمود پيغمبر ( ص ) به او فرمود ، در راه خدا جهاد كن كه اگر كشته شوى زنده باشى و نزد خدا روزى خورى و اگر بميرى ( در راه جهاد ) اجرت يا خداست و اگر برگردى بيگناه باشى چون روزى كه زاده شدى گفت : يا رسول الله من پدر و مادر پيرى دارم كه پندارند كه بحضور من آرامش دارند و از بيرون‌شدنم كراهت دارند پس رسول خدا ( ص ) فرمود : با پدر و مادرت بمان كه سوگند بدان كه جانم بدست او است يك شبانه روز همدمى و آرامش آنان با تو بهتر است از جهاد يك سال . بيان ( پس از تفسير لفظ نشيط ) گويد : " مكن حيا " اشاره است بقول خداى تعالى در آل عمران ( آيه 169 و مپندار آنان كه كشته شدند در راه خدا مردگانند بلكه زنده‌اند نزد پروردگار خود روزى خورند ، و اينكه فرمود : " اجرت با خداست اشاره است بقول او سبحانه در سوره النساء ( آيه 110 ) هر كه از خانه‌اش بدر آيد در هجرت بسوى خدا و رسولش سپس مرگش در گيرد البته كه اجرش با خداست و به تفسير بيضاوى يعنى اجرش بر خدا واجب است . و من گويم : خبر مشعر است باينكه مقصود از مهاجرت معنائيست كه جهاد را نيز فرا گيرد . و اين خبر دلالت دارد بر اينكه ثواب ماندن با پدر و مادر براى رضاى آنها فزونست بر ثواب جهاد و شامل پدر و مادر كافر هم مىشود و بقول اصحاب توقف جهاد باذن والدين در صورتى كه بر فرزند واجب عينى نباشد زيرا در واجب عينى اذن آنان معتبر نيست ، و مخلوق را در برابر خالق حق طاعت نيست . 11 - كافى : بسندش از زكريا بن ابراهيم ، گفت من نصرانى بودم و مسلمان شدم و به حج رفتم و خدمت امام ششم ( ع ) رسيدم و گفتم : من نصرانى بودم و مسلمان شدم و حج بجا آوردم فرمود : در مسلمانى چه ديدى ؟ گفتم قول خدا عز و جل ( 52 : الشورى ) تو نميدانستى كتاب
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 33 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى