تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
بقولى وعده از طرف ابراهيم بوده بپدرش كه به او گفته بود تا زنده‌اى برايت آمرزش طلبم و برايش آمرزش ميخواست به شرط ايمان و چون از ايمانش نوميد شد از او بيزارى جست . و اما گفته در سوره مريم ( آيه 47 ) " سلام بر تو آمرزشخواهم برايت از پروردگارم " طبرسى ره گفته سلام وداع بوده و كناره‌گيرى با لطيفترين صورتى و اين سلام بدرود و دورى از اوست و بقولى سلام اكرام و احسان است براى اداى حق پدرى و در اينكه گفته " به زودى آمرزشخواهم برايت " چند قول است . 1 - وعده استغفار از روى خردمندى چون قبح استغفار براى مشركان تثبيت نشده بود . 2 - اين گفته مشروط بود به ترك كردن بت‌پرستى و اخلاص در خداپرستى . 3 - مقصودش اين بود بدرگاه خدا دعا كنم در دنيا عذابت نكند پايان . و من گويم : اگر دلالت آيه درست باشد دليل باشد بر جواز استغفار و دعاء براى خير پدر نيز از خويشان ديگر زيرا مشهور ميان اماميه اينست كه آزر پدر آن حضرت نبوده بلكه عم او بوده و اخبارى هم بر آن دلالت دارد ، و آنگاه هر كه از اماميه كه نماز ميت بر مخالف را روا دارد تصريح دارد كه بعد از تكبير چهارم او را لعن كند يا ترك دعا كند و دعاى بر والدين را در اينجا يادآور نيستند . صدوق رضي الله عنه گفته اگر با مستضعف سر و كارى دارى برايش به قصد شفاعت استغفار كن نه از روى پيوند دوستى به حكم روايت حلبى از امام صادق ( ع ) و در مرسل ابن فضال است از آن حضرت كه ترحم كند بر او از روى شفاعت خواهى و دوستانه در ذكرى چنين گفته است . و من گويم : اين تاييد كند تفسير ناصب را بر مستضعف و اما دليل آوردن آيه پيش بر جواز سلام بر پدر مشرك مورد اعتراض است اما اولا براى اينكه آزر پدر نبوده مگر از راه طريق اولى دليل آورند و بنا بر آن دليل گردد بر اعم از والدين و ثانيا دانستى كه برخى علماء و مفسران بلكه بيشترشان آن را تفسير كردند بر سلام كناره‌جوئى ، آرى ميتوان آن را از معاشرت و مصاحبت بمعروف شمرد با اينكه جواز سلام بر هر كافرى وارد است چنانچه در باب خود بيايد ان شاء الله . 9 - در كافى : بسندش از امام ششم ( ع ) كه مردى نزد پيغمبر ( ص ) آمد و گفت يا رسول الله چه كس را احسان كنم ؟ فرمود : مادرت را گفت پس چه كس را ؟ فرمود مادرت را آن مرد گفت : از آن پس كه را ؟ فرمود : مادرت را پس از آن چه كس را ؟ فرمود پدرت را ؟ تبيان : به اين روايت دليل آوردند كه مادر به 4 / 3 احسان حق دارد و حقش سه برابر پدر است و بقولى مفهوم آن تاكيد در احسان بمادر است و اندازه آن از آن روشن نشود و وجه