تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١
غالب آمده . و اينكه فرمود " فيزيده الله " يعنى دو ثواب دهد : يكى براى خود عمل و ثواب بسيار ديگر براى بر در دنيا و آخرت . 8 - از كافى بسندش تا معمر بن خلاد كه به امام هشتم ( ع ) گفتم : دعا كنم در حق پدر و مادرم كه مذهب حق را نمىشناسند ؟ فرمود : برايشان دعا كن و از آنها صدقه بده و اگر زنده‌اند و عارف به حق نيستند با آنها مدارا كن كه براستى رسول خدا ( ص ) فرموده : راستش خدا مرا براى رحمت فرستاده نه براى عقوق و ناسپاسى . روشنگرى : دليل است بر اينكه دعاء و تصدق براى والدين مخالف حق جائز است پس از مرگشان و در زندگيشان مدارا بايد كرد و سخن در دومى گذشت و اولى بسا كه از آن سود برند در سبك شدن عذابشان . و وارد شده صحبت حج از والدين گر چه ناصبى باشد و بيشتر اصحاب بدان عمل كردند با تفسير ناصبى بمخالف نه دشمن اهل بيت ، و ابن ادريس نيابت از پدر مخالف را هم منكر است و ميتوان آن روايت را به مستضعف تفسير كرد زيرا ناصبى كه اظهار دشمنى با اهل بيت كند بدون شك كافر است و مخالف غير مستضعف هم نيز مخلد در دوزخ است و در اخبار چندى كافر و مشرك نام گرفته ، و در بسيارى از آنها داغ نفاق بر او زده شده با اينكه خدا سبحانه در باره منافقان در آيه ( 84 : برائه ) فرموده : بر هيچ كدامشان نماز مگذار كه مرده باشد هرگز و بر سر گورش مايست كه براستى كافرند بر خدا و رسولش و مردند در بزهكارى . و مفسران گفتند " بر گورش مايست " يعنى درنگ مكن براى دعاء ، و در باره مشركان در ( 113 : برائه ) فرموده : نبى را نرسد و هم آنان كه ايمان دارند آمرزشخواهى براى مشركان و گر چه خويشاوند باشند از آن پس كه روشن شد براشان كه آنان ياران دوزخند 114 و نبود آمرزشخواهى ابراهيم براى پدرش جز براى نويدى كه به او داده بود ( كه مسلمان مىشود ) و چون روشن شد كه دشمن خداست از او بيزارى جست و اين علت دلالت دارد بر عدم روا نبودن آمرزشخواهى براى كسى كه معلوم است جهنمى است و اگر چه مشرك هم نامبردار نشوند و مخالفان به حكم اخبار متواتره دوزخى باشند و قول خدا كه " چون روشن شد او دشمن خداست " دليل است بر عدم جواز آمرزشخواهى براى آن مخالفان ، زيرا شكى نيست كه آنان دشمنان خدايند . اگر گويند : آمرزشخواهى ابراهيم براى پدرش دلالت دارد بر اينكه پدر جداست گويم مشهور ميان مفسران اينست كه آمرزشخواهى آن حضرت مشروط بايمان پدر بوده چون به او وعده داده كه مسلمان مىشود و چون كافر مرد و روشن شد دشمنى او با خدا از او بيزارى جست و