115 - كافى : بسندش تا رسول خدا ( ص ) فرمود : هر كه صبح كند و توجه بامور مسلمانان ندارد مسلمان نباشد .
بيان : توجه ندارد " باينكه برخيزد براى آن امور ، و انجام دهد آنها را با توانائى ، مسلمان نباشد يعنى اسلام كامل ندارد و شايسته اين نام نباشد و اگر به هيچ كار مسلمين توجه ندارد بعيد نيست كه حقا مسلمان نباشد زيرا از جمله كارها يارى امام و پيروى او است ، و اعلان دين و يارى ندادن كفار است بر ضرر مسلمين ، و بهر تقدير مقصود از امور اعم از امور دنيوى و دينى است ، و اگر برخى را هم نتواند عزم بر آن با حصول توان حسنه باشد و ثواب دارد چنانچه گذشت .
116 - كافى : بسند پيشين تا رسول خدا ( ص ) كه فرمود ناسكتر و عابدتر مردمان از نظر عبادت آنكه خيرخواهتر است از دل پاكش پاكتر است و درستتر است با همه مسلمانان .
روشنگرى : . . . از ثعلب معنى ناسك را پرسيدند ؟ گفت از لفظ نسيكه باز گرفته شده كه بمعنى شمش نقره نابست و گويا ناسك خود را براى خداى تعالى ناب كرده ، و نصيحت بمعنى خواستن خير است براى طرف آن و تعبير از اين معنا بيك كلمه منحصر به آنست و نصح در لغت بمعنى خلوص است .
و معنى نصيحت براى خدا اعتقاد درست به يگانگى او و اخلاص نيت در عبادت او است ، و نصيحت قرآن باور داشتن آنست و به كار بستن آن ، و نصيحت رسول خدا ( ص ) باور داشتن پيغمبرى او و رسالت او است و اطاعت امر و نهى حضرت او و نصيحت ائمه ( ع ) اطاعت از آنها است براستى و درستى ، و نصيحت همه مسلمانان رهنمائى آنها است به مصالحشان ، و بقول صحاح مرد ناصح الجيب يعنى پاكدل ، و پاكدلتر يعنى از كينه و حسد و دشمنى .
117 - كافى : بسندش تا امام ششم ( ع ) كه مىفرمود : بر تو باد به نصح خدا در باره خلقش كه او را ملاقات نكنى به كردارى بهتر از آن .
توضيح : نصح خدا در باره خلقش اخلاص در طاعت خداست در آنچه راجع به خلقش فرموده از هدايت و يارى آنها و خوددارى از آزار آنها و دغلى نكردن با آنها يا مقصود نصيحت كردن خلق است به پاكى براى خدا ، و ملاقات هنگام مرگ است يا در روز قيامت .
118 - كافى : بسندش تا امام ششم ( ع ) فرمود : هر كه توجه بامور مسلمانان ندارد مسلمان نباشد .
119 - كافى : بسندش تا پيغمبر ( ص ) كه هر كس صبح كند و توجه بامور مسلمانان ندارد مسلمان نباشد ، و هر كه بشنود مردى فرياد مىزند ، اى مسلمانان بدادم برسيد و به او پاسخ ندهد
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 218
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢١٨