از ورود بدوزخ براى فرمان خداست بدان كه سرد و سلامت باش .
110 - كافى : بسندش تا امام ششم ( ع ) كه هر كه بكوشد در انجام حاجت برادر مسلمانش و تلاش كند در آن و خدا بدست آن حاجت را برآورده كند خدا بنويسد برايش حج و عمره و اعتكاف دو ماه در مسجد الحرام با روزه دو ماهه ، و اگر تلاش كند و خدا حاجت را بدست او برآورده نسازد بنويسد خدا برايش حج و عمره .
روشنگرى : دلالت دارد كه با برآوردن حاجت ثواب كوشنده بيشتر است از آنكه برنيايد و اگر در كوشش تفاوتى نباشد و از اهتمام كوتاه نيايد ، استبعاد ندارد و مانندش هم در حديث ابراهيم خارقى گذشت ولى در آن عمره ذكر نشده ، و بسا مقصود از حجه در آن حجى باشد كه عمره دارد يعنى حج تمتع ، يا حج كامل كه چون قيد مبروره دارد ، يا بنا بر اختلاف عمل تفاوت مىكند چنان نوشت .
111 - كافى : بسندش تا امام ششم ( ع ) فرمود : آدمى را بس است در اظهار اعتماد به برادرش همين كه عرض حاجت به او كند .
روشنگرى : . . . در اين حديث تشويق كلانيست به برآوردن حاجت مؤمن چون آن را بخواهد زيرا عرض حاجت به دو دليل است بر اعتماد كلى بايمان او و وثوق بدوستى او ، و بر داشت از آن اينست كه به او بدگمان نباشد و اميد او را با رد حاجتش نوميد نسازد و در انجام آن كوتاه نيايد .
112 - كافى : بسندش از صفوان جمال كه من با امام ششم ( ع ) نشسته بودم و ناگاه مردى از اهل مكه بنام ميمون بر آن حضرت وارد شد و شكايت كرد از اينكه نميتواند كرايه را بپردازد و به من فرمود : برخيز و به برادرت يارى كن و من با او برخاستم و خدا كرايه را فراهم كرد و برگشتم به مجلس خود آن حضرت فرمود : با حاجت برادرت چه كردى ؟ گفتم : پدر و مادرم قربانت خدا آن را برآورده كرد ، فرمود : آگاه باش كه يارى تو به برادر مسلمانت نزد من روشنتر است از هفت طواف مستحبى ، سپس فرمود : مردى نزد حسن بن على ( ع ) آمد و گفت : پدر و مادرم بقربانت مرا در برآوردن حاجتى يارى كن و آن حضرت از جا بلند شد و همراه او شد و بر حسين ( ع ) گذشت كه در نماز ايستاده بود و آن حضرت به آن مرد گفت : در كجا بودى كه از ابى عبد الله براى حاجت خود يارى خواهى ؟ گفت : پدر و مادرم بقربانت من اين كار كردم و او يادآور شد من در اعتكافم ، آن حضرت فرمود : آگاه باش اگر تو را يارى كرده بود بهتر بود برايش از اعتكاف يك ماه .
روشنگرى : نميتواند كرايه را " يا به اين معنى كه نميتواند باركشى كرايه كند ، يا شترانش
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 216
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢١٦